سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

پنجشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۹۷

ای دروغگوی پست؛ ظریف

حسین پویا
6 اردیبهشت 97

ظریف تا بحال در چندین مصاحبه در خارج کشور دروغهای شرم آوری از قبیل اینکه در ایران کسی را بابت عقیده اش زندانی نکرده اند و...... گفته است


شرم کن از روی مردم، اینقدر چاخان نکن
با دروغات ای "ظریفک!"، جرم را کتمان نکن

ای ظریف از این دروغا کم بگو ای بی شرف
اینقدر نامردمی با مردم ایران نکن

هم تو، هم روحانی و آسِد علی رذلید و پست
لاکن از اینها همه پر رو تری، پنهان نکن

این دروغایی که میگی دیگه لو رفته ظریف
آبروتان رفته دیگر، قِر توی تنبان نکن

صبح تا شب هم بخندی خنده ات بی مشتریست
غمزه های اشتری، ای دزد شارلاتان نکن

خود تو میدانی که چاخانهای تو افشا شده
خر تو هستی و رئیست، ریش خود الوان نکن

گرچه عمامه نداری بر سرت ای حقه باز
بیش از اینها خویش را رسواتر از شیخان نکن

بیخودی زر می زنی، آسِد علی باید بره
ظاهرا پایان کاره ، چای در فنجان نکن

یکشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۷

شکوه های عاقا از مموتی!

حسین پویا
اول اردیبهشت 97



دلخور از محمودم و از گفته هاش
می کُشد آخر مرا ناز و اداش

اولش ما را دو لپی می ستود
گشته بودم بنده مجذوب صداش

روبروی ما دو زانو می نشست
می نمودی منگ ما را بوی پاش

بی مهابا پاچه خواری می نمود
مجتبی هم چای می آورد براش

بنده هم راضی از آن افکار او
گرچه دلخور بودم از برق نگاش

او که در تسخیر جن استاد بود
از کاراکاس جن میاوردن براش

بهرحل مشکلات مملکت
لشکر جن کرده همکاری باهاش

هاله نورش که توپ بود و خَفَن
دشمنان را کرده یکجا آش و لاش

هشت سالی بود و هی خوردیم و خورد
مثل ما نفت و یورو بوده غذاش

الغرض چون نوبتش آمد به سر
میزند جِر، می دهد آماده باش

روی او رو نیست عاقا، سنگ پاس
خُرد خواهم کرد بنده سنگ پاش

گفتگو از آب و سوزش می کند
خود نمی گوید خودش سوخته کجاش

ظاهرا می خواد نمد مالم کند
سر به نیستش می کنم یاواش یاواش.... توی غذاش...... گور باباش





یکشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۷

مثل عاقا بق بقو کن!

حسین پویا
17 فروردین 97 



طبق فرمان مقام رهبری
سال تولید است و سال بربری

جنس ایرانی بخر جان عمو
مثل عاقا بَق بَقو کن، بَق بَقو

گفت عاقا با تمام اعتقاد
واردات علم می آرد فساد!

لیک اگر وارد کنی چادر نماز
میشود کشور ز صنعت بی نیاز

ای بسیجی جنس ایرانی بخر
شاد کن آسیدعلی را ای پسر

پر شد از اجناس چین انبار تو
دلخوره سیّدعلی از کار تو

آنچه وارد می کنی از روس و چین
مار را می پروری در آستین

هست عاقا دلخور از اجناس چین
جنس چینی کرده او را خشمگین

همتی کن ای بسیجی تا کنی
بعد از این تولید جنس ژاپنی

هرچه را لازم بود تولید کن
در دروغ از احمدی تقلید کن

ای بسیجی خویشتن را کم مگیر
خورده ای ساندیس با ماءالشعیر

زان سبب علمت چنین افزون شده
کله ات مانند افلاطون شده

تا شود امسال تولیدت زیاد
می فرستد سیدعلی بهرت مداد

بوده تولید تو سرکوب و فشار
گفتمانت هم چماق میخ دار

تا تو در میدانی و قر میدهی
می کند آسِدعلی شاهنشهی

می نشیند روی تخت عالیجناب
می دهد هر سال یک فرمان ناب

سال اول سال بسط اقتصاد
واردات آزاد و پر رونق فساد

سال دیگر سال صنعت سال علم
رفت باید تا به چین دنبال علم

سال سوم سال چرخش، سال "ژِن"
تا ثریا می رود اقبال "ژِن"!

طبق فرمان مقام راهبر
سال تولید است امسال ای پسر

جنس ایرانی بخر جان عمو
مثل عاقا بق بقو کن، بق بقو



یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۶

ناله های علم الهدا از دوری سوفیا لورن

حسین پویا
بیستم اسفند 96


از دست این فضای مجازی شدم ملول
هرگز نصیحتم به جوانان نشد قبول

در خطبه گفته ام سخن از سوفیا لورن
بر ریش من حواله شده صدایی جهان شمول

من در جوانیم عاشق آن سوفیا شدم
رفتم به حوزه و خواندم بسی اصول

یک شب به نوجوانی و در دوره شباب
کردم به لاله زار و به یک سینما دخول

همراه سوفیالورن، مشغول عشق و حال
مارچلو ماست و خیاری، هنرپیشه ی چپول

از آن زمان به بعد  بنده دشمن سوفیا شدم
زیرا که گشته بود دلبسته آن مردک ژیگول

با آنکه پشمکی شده این ریش و پشم من
با یاد سوفیالورن برود توی شیشه غول

هرگز نصیب بنده نشد عشق سوفیا
 البته روضه خوان شده ام من به عشقِ پول

از دست این فضای مجازی دلم گرفت
شایع نموده اند که من گشته ام فضول








جمعه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۶

قیامِ دی ماه و دیلماج فتحعلیشاه! کوتاه و مختصر

حسین پویا. دهم اسفند 96  


فتحعلیشاه قاجار، شاهی که به خاطر فسادش معرف حضور هموطنان است، یک دیلماج (مترجم) زبان فرانسه در دربارش داشت که اگر روزی نامه ای یا پیامی از فرانسه برسد آنرا برای شاه ترجمه کند. دیلماج نامبره سالها بابت دیلماج بودن حقوق و مزایا گرفته بود اما فرصتی پیش نیامده بود که شاه به او نیاز داشته باشد. تا اینکه دوران حمله ناپلئون بناپارت به روسیه شد. ناپلئون بعد از تصرف قسمت بزرگی از اروپا، بخش عمده ای از روسیه را نیز اشغال کرده و قصدش تصرف کامل روسیه بود. شهرت ناپلئون در همه جای دنیا پیچیده بود.  در همین احوال چون سپاه ناپلئون به مرزهای شمالی ایران رسیده بود، وی تصمیم گرفت که تکلیفش را با شاه ایران روشن کند. نامه ای به فتحعلیشاه نوشت و از او خواست تعین تکلیف کند که با او متحد است و یا مخالف اوست. نامه به دربار فتحعلیشاه رسید و چون فهمیدند که نامه به زبان فرانسوی است، شاه فرمان داد تا دیلماج نامبرده را خبر کنند تا نامه را ترجمه کند. دیلماج به خدمت شاه آمد. نامه را گرفت. بالا و پائین کرد. سرو ته کرد. جلو و عقب برد. و بعد با قیافه ای فیلسوف مابانه گفت :
چیز مهمی نیست قربان. ناپلئون نامی اظهار ارادت کرده.
 و اما سربازان بدنام عاقا که به خاطر جنایاتشان در حق مبارزین و مجاهدین و دگر اندیشان و مخالفین نظام معرف حضور هستند؛ با اینکه هریک در برخی از رشته های مختلف، مثل بازجویی و پرونده سازی و شکنجه و "تواب سازی" و "بحث سیاسی"!، "تخصص"! دارند، اما در چند خصیصه مشترکند. خصایصی که در واقع حاصل علاقه و اعتقاد به عاقاست و ریشه در حوزه علمیه و درسهای حوزوی دارد. خصایصی مثل دروغگویی، بیرحمی، استفاده از کلمات رکیک و تهمت زنی و لجن پراکنی و مهمتر از همه پررویی. بسیار علاقمند بودم که ببینم این سربازان بدنامِ عاقا در مورد قیام دیماه مردم ایران چه میگویند و آیا از رو می روند و به قول هموطنان رویشان را کم کرده و گورشان را گم می کنند یا نه. آنهم پس از سخنان و موضعگیریهای خود عاقا و روحانی و امام جمعه های رنگارنگ و سرداران سپاه و بقیه در باره عظمت و گستردگی و شعارها و قصد و غرض قیام کنندگان. همه بدون استثنا صحبت از خواست قیام کنندگان مبنی بر سرنگونی نظام کرده و حتی کار به جایی کشید که روحانی به رئیس جمهور فرانسه تلفن زد و از او درخواست کرد که مجاهدین را تحت فشار قرار دهد تا نظام بتواند قیام را سرکوب کند. در این قیام که هنوز هم ادامه دارد، تا به حال بیش از 50 نفر از مردم به دست نیروهای ضدمردمی عاقا و همین سربازان بدنام شهید شده اند و بیش از 8000 نفر در بیش از 140 شهر ایران دستگیر شده اند که تعدادی از دستگیرشدگان در همان روزهای اول زیر شکنجه همین سربازان بدنام شهید شده اند و این بدنامها گفتند که علت مرگ خودکشی بوده است. با اینحال یکی از سربازان بدنام عاقا که خیلی هم ادعای فیلسوف و سیاسی بودن دارد و با نام مستعار "صابر از تبریز (امضا محفوظ)" در سایتهای وزارت بدنام اطلاعات به اصطلاح مطلب و "ردیه" می نویسد، در مطلبی  ضمن لجن پراکنی معمولش علیه خانم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در باره قیام دیماه اینگونه نظر میدهد:
"...دیگر اینکه قیامی درایران نبوده ومثل اغلب کشورها تظاهرات ومطالباتی بوده که بخش مسالمت آمیز آن برقسمت خشونت گرایش میچربید..
اعتراضات آن بخش ازمردم کم برخوردار از وسایل معیشت ، بلحاظ مسالمت آمیز بودن خود، قیام نبوده وبطوری که گفتم، نقش زنان بخاطر مسائلی که این تظاهرات بخاطر آنها انجام شد ، بسیار ناچیز بوده است!
دیگر اینکه بارها گفته شده که متاسفانه  بدلایلی، قسمتی ازمردم ایران در تضاد با منافع ملی خود ، ارزش حضور قانونی ومحدود ایران درسوریه را درک نمیکنند ودر تجمعاتی این قبیل به دادن شعار انحرافی که ازجاهای دیگر بدانها تلقین میشود ، می پردازند !
من قبول دارم که ناف تعدادی ازروشنفکران ما به غرب وصل است و سبب طرح این شعار ضد ملی ، آنها میباشند که وظیفه ی  روشنفکران  مردمی وبا هوش تر، مواجهه با این ایده ی انحرافی است!"

نمیدانم این مزخرفات به گوش عاقا رسیده یا نه ولی طرف ناجوانمردانه دارد با  آبروی عاقا بازی می کند و اصلا رعایت همان "جان ناقابل"! عاقا را که ممکن است با شنیدن این مزخرفات از کالبد عاقا بیرون بزند نمی کند. خود آخوندها به اندازه این سربازان بدنام "پر رو" نیستند. حقیقتا که سنگ پای قزوین در مقابل اینها لنگ می اندازد. اما این گفته ها مرا به یاد داستانی می اندازد در باره دیلماج (مترجم) زبان فرانسه فتحعلیشاه که داستانش را برایتان گفتم.
بیچاره "سیدعلی شاه بیعار"!  با این دیلماج های حقه باز تر از خودش که عمری از کیسه مردم به آنها خورانده است. لابد وقتی از رئیس همین "صابرک مستعار"! می پرسد که این سرو صداها چیه؟ بیرون چه خبر است؟ پاسخ می شنود که:
- ... خبری نیست قربان. خیالتان راحت باشد. "مردم" نامی! که از آنطرف مرز آمده اند دارند به جنابعالی اظهار ارادت! می کنند. این سر و صدا ها هم "نواره"!.



چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۶

ای هموطنان وقت قیام است!

 
حسین پویا
بهمن ماه 1396 



ای هموطنان وقت قیام است
مردان و زنان وقت قیام است

هستید اگر اسیر غربت
هرجای جهان، وقت قیام است

یا در وطن و اسیر ملا
از پیر و جوان، وقت قیام است

در زیر فشار شیخ ملعون
له شد تنتان، وقت قیام است

سرکوب وفشاد خردتان کرد
پیدا و نهان، وقت قیام است

وقت است که تا دوباره باهم
غران همگان، وقت قیام است

از جا بکنید خانه شیخ
چون سیل روان وقت قیام است

با شیخ دغل مکن مدارا
با هرچه توان وقت قیام است

بسیار زدند و نوبت ماست
باید زدشان، وقت قیام است

این طایفه خون خلق خوردند
برخیز که هان وقت قیام است

بیرون شو و بنمای گره مشت
فریاد زنان وقت قیام است

سه‌شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۶

سرپیچی منافقانه دلار از فرمان رهبر و رئیس جمبور!



حسین پویا
13 فوریه 2018

نرخ دلار از رقم حیرت انگیز 5000 تومان هم گذشت. علیرغم فرمان عاقا به "دلار امریکایی"، برای تن دادن به اقتصاد مقاومتی و گرانتر نشدن، و علیرغم چشمکها و لبخندهای ملیح روحانی، باز هم به علت "پشم ریختگی" عاقا و "روحانیت" معظم!، دلار سرپیچی می کند.

چند می پیچی سر از فرمان رهبر ای دلار
می شود هر ثانیه نرخت گرانتر ای دلار

دلخور است از دست تو روحانی بلبل صفت
سیدعلی را کرده ای انگار منتر ای دلار

بی توجه بر تذکرهای عظمای بزرگ
روز و شب قد می کشی مثل صنوبر ای دلار

نیستی تو تابع احکام شرع محترم
خود نمی ترسی تو از صحرای محشر ای دلار

جنتی را هم ببین از دست تو خون می خورد
سن و سالش می شود هر روز کمتر ای دلار

خاتمی با یک دعا یکدفعه سوسکت میکند
هان مکن تو بیخودی او را مکدر ای دلار

اقتصاد مملکت را غرق مشکل کرده ای
بیخودی جفتک نزن، هستی مگر خر ای دلار

بیش از اینها گر بپیچی سر ز حکم سیدعلی
می زند بر پشت تو او مهر کافر ای دلار

طبق دستورات "عاقا" زودتر ارزان بشو
شرم کن آخر کمی از روح "اکبر" ای دلار

 نیست راضی از تو روحانی، ایا امپریالیس
بر دهانت می زند یک مشت دیگر ای دلار

در خفا روحانی از دست تو اشکش جاریه
گرچه جوک می گوید او در روی منبر ای دلار

با دروغایش بساطت را به آتش می کشد
می پراند از سرت برق مکرر ای دلار

مشکل تحریم را او یک شبه حل می کند
گر که با او تا کنی یک خورده بهتر ای دلار

او مصمم گشته تا نرخ تو  را ارزان کند
بی گمان ارزان تر از نرخ چغندر ای دلار

بر اساس رهنمود اقتصاد سیدعلی
نقشه ها او می کشد بهر تو در سر، ای دلار

قصد دارد در خفا چاپت کند چاپت کند
بعد پخشت می کند در سطح کشور ای دلار

اینچنین شیخ بنفش روی تو را کم می کند
بر زمینت می زند، در حلق تو سم می کند


جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۶

حسین پویا – جمشید پیمان. شعر مشترک . بی بی سی جان! غم مخور!



12 بهمن 96 

این روزها با قیام ظفر نمون مردم ایران و به لرزه درآمدن ارکان نظام آخوندی، بی بی سی هم به شدت به نگرانی افتاده و تمام تلاشش را می کند که اوضاع را آرام نشان دهد.


ا- حسین پویا:

ای که بهر سیدعلی هستی پریشان غم مخور
دائما غم می خوری ای "بی بی سی جا"! غم مخور

بهر حفظ این نظام فاسد و سرکوبگر
پاره کرده خویش را، بسه دیگه، هان غم مخور

وعده های شیخ را هر صبح و شب در بوق کن
هم دلار و هم یورو خواهد شد ارزان غم مخور

سیدعلی البته راضی باشد از کار شما
با همه بیچارگی گردیده خندان غم مخور

ملت ایران به میدان آمده بهر قیام
حضرت عاقا شده نالان و گریان غم مخور

این حکومت گر بماند باز هم بر جای خویش
می رشد بهر شما "اجناش ارژان" غم مخور

2- جمشید پیمان

گرچه در این سفره چیزی غیر غم باقی نماند
جیفه ی عظما بفرما قاتق نان، غم مخور

با سعید طوسی اینک گشته ای دمخور،نترس
فرصتی باشد تو را در پیش ایشان،غم مخور

لُنگ و حوله ، در کنارکیسه و صابون و لیف
جمله پنهان کرده اندر زیر قرآن، غم مخور

جانِ بی بی سی، مشو از خشم مردم در هراس؟
گشته ای از انقلاب اینگونه حیران؟ غم مخور

خشتک عظما درید از هم ولی سر خم نکرد
شل شده گرچه تو را هم بند تنبان غم مخور

طنز پویا می خورد مانندِ پتکی بر سرت
یک لگد هم (بر سُرینت) می زند جمشید پیمان،غم مخور








دوشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۶

توبه ی سیدعلی

حسین پویا.  اول بهمن 96  
دستور خامنه ای برای خروج نیروهای مسلح از "فعالیتهای اقتصادی غیر مرتبط"، یادآور توبه شاه و دستور شاه برای نخست وزیر شدن شریف امامی و وعده های اصلاحات در ماه های آخر سلطنتش است.

سیدعلی فرمود با اهل "سپاه"
ای گروه پاسدار سر به راه

از قیام مردمان در شامگاه
بنده هم آگاه! گشتم، مثل "شاه"

آمدم فریاد مردم چون به گوش
در دلم ترسی فتاد از آن خروش

ظاهرا مردم کمی ناراضی اند
چونکه مسئولین به فکر بازی اند

برخی از اهل اراک و اصفهان
یک کمی ناراضی اند از نرخ نان

لیک دشمن زان سوی مرز آمده
خویش را در بین مردم جا زده

میدهد دشمن شعار ترسناک
نیست دشمن را دگر از بنده باک

لرزه افتاده ست بر کل نظام
خواب بر چشمان ما گشته حرام

خوف آن دارم که چون شاه لعین
کله پا گردم به آهنگ هزین

چاره ای باقی نمانده بهر من
غیر توبه کردن و گریان شدن

مدتی "موش مرده بازی"! می کنم
شکوه ها از دست قاضی می کنم

ای بسیج و ای سپاه در بدر
بوده ام بهر شما مثل پدر

شاه هم در ماه های واپسین
کوفت یاران خودش را بر زمین

بعد از این باید که قربانی شوید
در اوین و قصر زندانی شوید

بعضتان را هم به جرم اختلاس
با زرنگی می کنم خلع لباس

بعضتان را می کنم بنده دراز
تا بخوابد این قیام و اعتراض