سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۴

سانتریفیوژ هم سانتریفیوژهای قدیم!!.


27 تیرماه 1394  

بسمه ای تعالی. گزارش محرمانه و مختصر توافقات هسته ای 
از الاحقر روحانی به مقام عظمای معظم.
این پیروزی بزرگ را به رهبر دشمن ستیز و کِشنده عظمای خط قرمز تبریک می گویم. ما توانستیم با رهبری و نصایح شما و به حول و قوه الهی دستاوردهای عظیمی در این مذاکرات داشته باشیم که بنده بطور خلاصه برای آگاهی امت همیشه در صحنه عرض می کنم. اگر چه که برادرمون بی بی سی این پیروزی بزرگ را به اندازه کافی برای امت همیشه در صحنه توضیح داده اما خوب بنده هم عرض می کنم.
قبل از هرچیز بگویم که استکبار جهانی اقرار کرد که هیچ رهبر عظمایی در جهان نیست که مثل شما خط قرمز بکشه. اصلا بقیه رهبرهای عظما خط بلد نیستن بکشن که حالا قرمز باشه یا زرد باشه. حتی برخی از مذاکره کنندگان از جمله آمریکای مظلوم از بنده خواستند که از جنابعالی خواهش کنم که هر از گاهی برای این کشورها در مذاکرتشون با استکبار جهانی چند تا  کلاس خط قرمز کشی بذارید. البته همین درخواست را در زمینه چرخش قهرمانانه هم داشتند و وزیر خارجه امریکا در حین تمرین آموزش چرخش قهرمانانه زمین خورد و پاش شکست و ممکنه که به این زودی دیگه نتونه با استکبار مبارزه کنه. ضمنا فتوای شما که ما دنبال ساختن سلاح هسته ای نیستیم؛ به دلیل اعتماد خالصی که همه طرفهای مذاکره به جنابعالی و بنده داشتند باعث شد که در تمام دوران مذاکره هیچکدام از مذاکره کنندگان یک کلمه در باره اینکه ایران دنبال ساخت سلاح هسته ای بوده نگفتند. اصلا اسمش رو هم دیگر نیاوردند. در سر تاسر توافقنامه هم اصلا چیزی در مورد اینکه ما میخواستیم بمب اتمی بسازیم و دیگه نباید در اون جهت پیش بریم نیست. راستی آزمایی هم که می گویند منظورشان این است که ببینند ما راست می گوییم که نطنز و قم دوتا شهر جداگانه هستند یا خیر. چون استکبار شایعه کرده که این دو شهر یکی هستند و ما داریم سر سازمان ملل را کلاه می گذاریم.
اجمالا به بیان دستاوردها می پردازم:
- اولا ما با درایتی که جنابعالی در زمینه اتم و هسته دارید، توانستیم دشمن را گول بزنیم و وادارش کنیم که از سانتریفیوژهای قدیم ما چشم پوشی کند و فقط ما داوطلبانه  مجبور به از دور خارج کردن سانتریفیوژهای مدل جدید باشیم. شما بخوبی واقفید که این سانتریفیوژهای جدید دو زار نمی ارزن. خیلی هم گران هستند. اصلا به درد نمی خورن. بزرگان گفتن سانتریفیوژ هم سانتریفیوژهای قدیم. اصلا در جنگ دوم جهانی که امریکا برای اولین بار بمب اتم را ساخت از همین سانتریفیوژهای مدل قدیم استفاده کرد. و شما این موضوع را به دانشمندان ما گفتید و ما توانستیم این سانتریفیوژها را نجات بدهیم و داریم غنی سازی می کنیم.
- دوم اینکه همانطور که خودتان می دانید ما در این سالها هی غنی سازی کردیم. هی غنی سازی کردیم و اورانیوم جمع کردیم. تا شد هشت تُن ارانیوم غنی شده. اما از همون ابتدا جا برای نگه داشتنش نداشتیم و مانده بودیم که چکارش کنیم. این بود که بر اساس رهنمود شما مجبور شدیم یک پیروزی دیگه بدست بیاوریم و این هشت تُن را سالم و دست نخورده بدهیم روسها برامون تبدیل به سوخت هسته ای بکنن و با قیمت مناسب به خودمون بفروشن. البته روسها قبول نمی کردن و خوب ما هم طبق رهنمود شما بهشون قول دادیم که با برداشته شدن تحریمها بازم ازشون نیروگاه هسته ای و هواپیمای مسافرکِشی و خیلی چیزای دیگه بخریم. جهت اطلاع امت همیشه در صحنه بگویم که اگر محض ارادت و علاقه قلبی پوتین به شخص شما نبود روسیه هرگز زیر بار چنین تعهد و مخارجی نمی رفت. امروز همه کشورهای دنیا خریدار هواپیماها و نیروگاه های اتمی روسی هستند و اونا بهشون نمیدن.
- سوم اینکه به حول و قوه الهی توانستیم خط قرمز شما  در مورد نیروگاه آب سنگین اراک را رعایت کنیم و آبروی شما را در بین مذاکره کنندگان حفظ کنیم. البته خود شما در جریان بودید که سنگین بودن آب این نیروگاه برای ما مشکل ساز شده بود. این بود  که چند کشور قبول کردند که ترتیبی بدن که آبش یه کم سبکتر بشه. قرار شد یه مقدار آب سبکتر توش بریزند و سازمان ملل مراقبت کنه که بازم سنگین نشه. البته اشتباه نشه که فکر کنیم نفرات آژانس اتمی هروقت دلشون بخواد میتونن بیان و از هرکجا بازدید کنن. نخیر. این کارمندان خودشون میدانند که هروقت بخوان بیان باید اولش ورودشان را اطلاع بدن و ما ورودشان را به کشور مدیریت می کنیم.
- نکته چهارم اینکه همانطور که شما فرمودید قرار شد که خط قرمز دیگر ما که البته به حق و بارها فرمودید که خیلی هم مهم نیست، تحریمها باشه. زیرا تحریمها هیچ تاثیری بر اقتصاد ما نداشته.  فرمودید که برای رو کم کنی استکبار و خیط نشدن دکتر احمدی نژاد که نظر شما به ایشان نزدیکتر از بقیه بوده، تحریمها بایستی بلافاصله پس از امضای قرارداد برداشته بشه. ما با الهام از امام مرحول که خط قرمزش در جنگ با عراق رفتن صدام بود و بالاخره هم انجام شد، کاری کردیم که این تحریمها هم حتما به حول و قوه الهی، به زودی برداشته میشن. اینها می گفتند که احمدی نژاد از قول شما گفته که سازمان ملل اونقدر قطعنامه صادر کنه که قطعنامه دانش پاره بشه. و خوب با توجه به پارگی قطعنامه دان سازمان ملل، برداشتن تحریمها یه کم وقت می بره. اما دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
- به این ترتیب با پایان گرفتن مذاکرات ما توانستیم علاوه بر حفظ خط قرمزها و وجهه جهانی شما یک بار دیگر به جهانیان ثابت کنیم که همانطور که شما فرمودید تحریمها باعث پیشرفت امت مسلمان ایران شده و چون به اندازه کافی پیشرفت کرده بودیم و نیاز بیشتر به پیشرفت نداشتیم توافقنامه را امضا کردیم.
ای رهبر خوش خنده.
شرمنده ام شرمنده.
راضی شدی از بنده؟
بسته شده پرونده
ما هم زدیم تو دنده.


سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۴

برای دکل نفتی که گم شده!!


9 تیر 1394 

ای دکل های دراز چاه نفت
یک دکل از بینتان پرّید و رفت!

ای دکل هایی که زحمت می کشید
یارتان از بینتان یکهو پرید!

ای دکل های عزیز و مهربان
یک دکل از بینتان رفت آسمان

ای دکل هایی که از خون شما
گشته ملا محو و مفتون شما

گرچه سروِ قدتان در اوج بود
یکنفر آمد یکیتان را ربود

پس چگونه میتوان این باورید
کان دکل با آن قدش شد ناپدید

این دکل هم هست مانند منار
چاه باید کند قبل از هر شکار

ورنه آسان نیست مخفی کردنش
درد می گیرد دلت از خوردنش

زائری گفتا به من کای محتشم
از برای آن دکل کم خور تو غم

ای که حیران گشته ای بهر دکل
غافلی تو از مکافات عمل

بهر پیدا کردنش منما تلاش
می فرستندت به کهریزک داداش!

بیش از این بهر دکل حیران نمان
جیب ملا هست عمقش بیکران

جیب ملا پر نشد از پول نفت
پس دکل بر سر زنان در جیب رفت

هست ملا را دوتا جیب ای پسر
عمقشان از عمق دریا بیشتر

پر نمی گردد مگر با چاه نفت
هرچه در این جیبهاشان رفت، رفت!

معدن و کارخانه و بانک و دکل
جملگی رفتند در جیب بغل!!




دوشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۴

خط قرمز های جدید سیدعلی. شعر


4 خرداد 94
خط قرمز می کشم من، ای ظریف
تا شود تکلیف روشن، ای ظریف

رفتی از لوزان به من نارو زدی
باختی بازم به دژمن ای ظریف

خود سزایت بود که گشتی کچل
ریختی از شیشه روغن ای ظریف

گر نکردی توی گوشت حرف من
می دهی از دست گردن ای ظریف

هان مکن با بازرس ها مشورت
لج مکن با بنده عمدا، ای ظریف

بیخودی هی توی ذوق من نزن
نیستم بنده از آهن ای ظریف

حقه هم گر می زنی شرعی بزن
هست جایز حقه شرعا، ای ظریف

سانتریفوژی که باشد در نطنز
پر شده از سنگ معدن ای ظریف

سانتریفوژای فردو بهر ما
هست خود اسباب ماندن ای ظریف

هی نکن چاخان برادر، زر نزن
با زبان لال و الکن ای ظریف

هرچه می خواهی بگو تو در ژنو
خفه شو اینجا تو کلا ای ظریف

خط قرمز، قرمز است و گل گلی
نیست سبز و زرد روشن، ای ظریف


پنجشنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۴

دردل ظریف با "جان کری"!



ای کری جان ظاهرا کارت زیاده خسته ای
نیست ما را قصد تولید سلاح هسته ای

هسته های ما برای بمب، کافی نیستند
قلب عاقای مرا، مومن، چرا اِشکسته ای

ای که افشا می کنی اسرا ما را در جهان
ظاهرا از چنگ سربازان عاقا جسته ای

باز کن با ما درِ صحبت، ببر از نفت و گاز
اون "درِ" لامَصّبو شصداد ساله بسته ای

******
قصد ما از اولش صلح و صفا بود ای کری
این غنی سازی خودش کار خدا بود ای کری

بندکردی تو  به  موشک های ما آخر چرا
کار موشک از غنی سازی جدا بود ای کری

شایعات بمب و جنگ و هسته و اِشغال خاک
کار ضد انقلاب بی نوا بود، ای کری

شایدم یک عده خودسر، بمب سازی کرده اند
بی خودی گفتن که کار مجتبا بود ای کری

پیش از اینها نیز این خودسر نمایان پلید
کارشان حذف دگر اندیش ها بود ای کری

آنچه در لوزان توافق شد فراموشش نکن
آن توافقنامه اصل حرف ما بود ای کری

گرچه عاقا ناگهان چرخید و انکارش نمود
لاکن ایشان هم موافق در خفا بود ای کری

خواهش ما از تو لغو تک تک تحریم هاست
راه ما از عده ای نادان جدا بود ای کری


اول اردیبهشت 1394


جمعه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۴

وای من ای وای من – سیدعلی


21 فروردین 1394 
ای ظریف آتش زدی بر خط قرمزهای من            وای من ای وای من
بی خبر بودی مگر از نقشه و رویای  من             وای من ای وای من

آنکه می گوید به من تبریک و بشکن می زند        بر سر من می زند
بی خبر باشد از این وضع شلم شوربای من        وای من ای وای من

ظاهرا تحریمها یکجا نمیشه برطرف                   با بساط ساز و دف
کیمیشی شد عاقبت با هسته ای اوضای من     وای من ای وای من

سالها در حسرت یک بمب محشر سوختم         مثل اکبر سوختم
بند ما را آب دادی، دود شد بمبای من               وای من ای وای من

آه آه از سر نوشت آب سنگین اراک                 جیگرم شد چاک چاک
سوخت از قولی که دادی عاقبت آنجای من       وای من ای وای من

سانتریفوژی که در فردوی قم تنظیم شد           شامل تحریم شد
دیدی آخر بست این تحریم دست و پای من       وای من ای وای من

از غنی سازی نگو حالم گرفته ای ظریف           وای از دست حریف
تا ثریا می رود از دست تو غوغای من              وای من ای وای من

قطعنامه دانشان را پاره کرد آن احمدی            گفتم آقا تِر زدی
گفت آقا، جان کری شد واله و شیدای من       وای من ای وای من

گفتم ای انچوچکِ خنگ الهدای تخم جن          نیستم من مطمئن
بهتر از تو بوده حتما نمره املای من                وای من ای وای من

برعلیه آن توافقنامه گر حرفی زدم                   هی نگو بنده بَدم
از برای مصرف داخل بُوَد حرفای من                وای من ای وای من

جام زهری داده ای دستم که می گی نوش کن         حرف من را گوش کن
نیستی آگه چرا از درد جانفرسای من              وای من ای وای من


سه‌شنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۴

تلفن یک چالشگر سیاسی به جان بولتون


13 فروردین 1394
- الو....منزل آقای بولتون؟
-...... بله بفرمایئد. با کی کار دارید؟
- می خوام با آقای جان بولتون صحبت کنم.
- ... خودم هستم. بفرمائید. چیکار دارید؟
- شما خودت جان بولتونی؟
- ... بله آقا من جان بولتونم. حرفت رو بزن
- مرد حسابی تو از اون سبیل محتشم و سفیدت خجالت نکشیدی؟
- از سبیلم؟... مگه سبیلم چه عیبی داره؟
- سبیلت عیب نداره. میگم ازش خجالت بکش. من تا حالا صد دفه از ریش و سبیل محتششم خجالت کشیدم و حرف بیخود نزدم.
- مگه چیکار کردم؟
- چیکار کردی؟ مردیکه با اون سبیلت رفتی نئوکان شدی؟
- خوب مگه نئوکان چه عیبی داره؟
- چه عیبی داره؟ یکی یکی بگم یا همه شو با هم بگم؟
- نه آقا. یکی یکی بگو تا جواب بدم.
- اولش اینکه توی مقاله ت نوشتی امریکا باید "میهن ما"! یعنی ایران رو بمباران کنه. اونم نه با بی – 40 ، نه با بی - 50 ، نه با بی – 51 ، بلکه با بی – 52 . تو خجالت نکشیدی این دستور رو صادر کردی. بی – 52 بخوره توی سرت.
- من کی همچین دستوری دادم. اصلا من چیکاره م که دستور بمباران بدم. من نه سر پیازم نه ته پیاز. ببینم شما از داخل ایران زنگ می زنی یا از خارج؟
- از خارج. چطور مگه؟
- چند ساله خارجی؟ چیکاره ای؟
- سی و پنج سال میشه. چالشگر سیاسی ام. خیلی هم دلم میخواد مثل مصدق حرف بزنم. ولی چه ربطی داره؟
- چی چی گری؟
- چالشگر آقاجون. فارسی بلد نیستی چرا میری واسه ایرانیا حرف می زنی. بذار اونایی حرف بزنن که فارسی بلدن. خوب حالا منظورت چیه؟
- خوب اگه همت کرده بودی و عوض چالش کردن الکی، سالی ده کلمه زبان انگلیسی یاد گرفته بودی، اونوقت می تونستی مقاله اصلی رو بخونی و بفهمی که من نگفتم ایران رو بمباران کنن. البته اگه برات مهمه و دنبال فحش دادن الکی نیستی.
-  من احتیاجی ندارم انگلیسی بدونم. سایت "پایگاه تحلیلی خرداد – 6 فروردین 94"،  ترجمه کرده. http://khordadnews.ir/news/128465
ایناهاش اینطوری نوشته:
"جان بولتون، نماینده پیشین امریکا در سازمان ملل متحد و یکی از تندروترین نئومحافظه کاران امریکایی در یادداشت تازه خود در روزنامه "نیویورک تایمز" ضمن تکرار ادعاهای واهی پیشین درباره تلاش ایران به منظور دستیابی به سلاح هسته ای از دولت "اوباما" خواسته تا ایران را بمباران کند".
خوب سبیل کلفت، اینو تو گفتی یا نه. با اون سبیلت که مثل پدر ژپتو ه.
- نه، من با این سبیلم که مثل پدر ژپتوه، اینطوری نگفتم.
- نگفتی؟ پس چی؟ پس چرا این سایته اینطوری نوشته؟ آخرش هم اینطوری نوشته:
"او استراتزی اوباما در قبال برنامه هسته ای ایران را ناموفق دانسته و معتقد است که تنها دستاورد اوباما کمک به آغاز رقابت تسلیحاتی در منطقه بوده است.
 - خوب معلومه که سایتهای طرفدار رژیم آخوندی اینطوری می نویسن. برای اینکه من میخوام سر به تن رژیم آخوندی نباشه. اما تو اگه انگلیسی یاد گرفته بودی می تونستی اصل مقاله رو بخونی. هنوز هم دیر نشده برو یه چیزایی یاد بگیر که بعد از این آلت دست نشی.
- خوب حالا خودت بگو چی نوشتی؟
- خلاصه و نتیجه حرفای من که به بمباران مربوط میشه اینه:
The inescapable conclusion is that Iran will not negotiate away its nuclear program. Nor will sanctions block its building a broad and deep weapons infrastructure. The inconvenient truth is that only military action like Israel’s 1981 attack on Saddam Hussein’s Osirak reactor in Iraq or its 2007 destruction of a Syrian reactor, designed and built by North Korea, can accomplish what is required. Time is terribly short, but a strike can still succeed.
اتفاقا ته همون مطلب سایت خرداد ترجمه همین حرفای منو با دستکاری اینطور نوشته. اگه انگلیسی یاد گرفته بودی متوجه دستکاری در ترجمه می شدی.
"واقعیت آن است که گزینه دیپلماسی و تحریم علیه ایران جواب نداده است. تنها یک اقدام نظامی نظیر آن چه رژیم اسرائیل در سال 1981 میلادی علیه راکتور اوسیراک عراق در دوران صدام و یا انهادام راکتور سوریه انجام داد می تواند موفقیت آمیز باشد. گرچه زمان کوتاه است اما هنوز هم یک حمله نظامی می تواند موفقیت آمیز باشد".
این نه بی – 51 توش داره و نه بی – 52 . اختیار بی – 52 ها دست اوباماس که از من بدش میاد. به اوباما زنگ بزن.
- خوب دست تو  نباشه، بازم ممکنه هواپیماها عوض اینکه برن سایتها رو بزنن یه وقت یه جا دیگه رو بزنن. برن املاک قوم و خویشای ما رو توی شمال ایران بزنن. اونوقت چی؟
- اولا مگه اسرائیل سایت اتمی سوریه و عراق رو زد، معنیش بمباران املاک قوم و خویشای شما در عراق و سوریه بود؟ ثانیا این حرف من ترجمه همون حرف اوباماس که همیشه می گه "همه گزینه ها روی میزه". خوب منظورش از "همه گزینه ها" که گوشت کوب و قابلمه و لنگه کفش که نیست. "گزینه دیگه" یعنی گزینه نظامی.
- خوب اون یک رئیس جمهور محتشمه چه ربطی به تو داره؟ مردکه نئوکان با اون سبیلات؟
- خوب من که کاره ای نیستم. من یک سیاستمدارم و راه حلی رو که به نظرم میاد و فکر می کنم به نفع همه دنیاس میگم. اگه رژیم ایران سلاح هسته ای بسازه شما راضی میشی؟
- خوب به تو چه مربوطه که رژیم ایران سلاح هسته ای بسازه. مگه از حقوق تو کم میشه؟ مگه اسرائیل و پاکستان سلاح هسته ای دارن چیزی شده؟ می گم نئوکانی همینه دیگه.
- خوب اگه سلاح هسته ای بسازه...
- خوبه خوبه. تو توی امریکا نشستی نمی خواد غصه سلاح هسته ای ایران رو بخوری. خوب بسازه به تو چه. اگه ریگی تو کفشت نیست چرا رفتی از اپوزیسیون دفاع کردی؟ آخرِ همون مطلب سایت خرداد حسابی تو رو لو داده
- اشکالش چیه؟ دوست دارم از اینا حمایت کنم. به تو چه مربوطه؟
-به من چه مربوطه؟ مردیکه نئوکان.! حالا دیگه "قلم کشی"! رجوی رو می کنی؟ ازشون پول گرفتی که "قلم کشی" بکنی. اصلا این پولا رو اینا از کجا میارن.  اصلا به اینا چه مربوط بوده که برن فعالیتهای هسته ای ایران رو لو بدن. اینا وطن پرست نیستن. اگه راست میگی به رجوی بگو خودش بیاد جواب منو بده.
- خوب تو عوض اینکه به من زنگ بزنی به خودش زنگ بزن تا جوابتو بده. این شماره خونه منه. عوضی گرفتی. رجوی که اینجا نیست.
- نیس؟ خوب چرا نیس؟ اگه راست میگی بگو کجاس؟ چرا خودشو نشون نمیده؟......
الو...... الو...... چرا قطع کردی؟ مردیکه نئوکانِ "قلم کش".



دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۳

عاقا و سفارشات آخر!



18 اسفند  1393   

تمدید چو شد دوباره تحریم
برجان نظام شعله زد بیم

عاقا به خیال حیله افتاد
شاید که کند بسیج را شاد

آنگه به ظریف کرد اشاره
فرمود برو ژنو دوباره

ما گرچه که اعتراض داریم
یکسال زمان نیاز داریم

تحریم ولی عذابناک است
اوضاع نظام چاک چاک است

ما لایق سانتریفیوشیم
بی سانتریفوژ مث موشیم

من قدرت هسته ای ندارم
بی هسته خرابه روزگارم

افسوس که گفته های بنده
هسته نمیشه برای بنده

ای شخص ظریف هرکه هستی
توی سر خود نزن دو دستی

کار تو بود زمان خریدن
الباقی کار باشه با من

من کشته ی اون ظرافت تو
دشمن پی "دفع آفت" تو

زنهار که ای ظریف بنده
اونجا تو نشی اساس خنده

هرگز تو نرو به دست خالی
حتما تو ببر دو تخته قالی

اول به کری رسان سلامم
از جانب من بگو  غلامم

بعدش بنما کمی تمارض
یکدفعه بزن به روی ترمز

با "جانِ کری" قدم زنی کن
هم قهوه بخور هم آبتنی کن

هی وعده بده یه قل دو قل کن
سفتش بکن و دوباره شل کن

با آن کریِ دراز و دیلاق
صحبت بکن از دلار قاچاق

شاید که طرف علاقه منده
هرچند که خالیم می بنده

القصه دوباره تو خرش کن
در آب فرو کن و ترش کن

می باش تو قهرمان چرخش
بازی بنما تو برگ داعش

یکسال زمان بگیر و برگرد
شاید که شود دوای این درد









شنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۳

شیخ و ماهواره؛ جن و بسم ا





جمعه، اول اسفند 1393

ای بسیجی جان در این دنیای دون
ماهواره دشمن دین است و نون

کن حذر از ماهواره، ای پسر
ورنه می افتی تو توی دردسر

ماهواره باعث  درماندگی ست
علت گمراهی و یکدندگی ست

من که مسئول امور مذهبم
کرده این ملعون گرفتار تبم

من که بر سر بسته ام عمامه را
می کنم تحریم این خودکامه را

گر نبودی ماهواره در جهان
تو نمی کردی گنه اندر نهان

زان گناهانی که کردی در خفا
زلزله آمد به کرمان و فسا

هرکه دارد روی بام خویش دیش
می زند با تیشه بر ایمان خویش

ای بسا افکار ضد انقلاب
دسته گلهای بدی داده به آب

بدحجابی آمده بیرون ز دیش
می زند آن ماهواره بر تو نیش

بدحجابان را گناه آلوده است
بر گناه مردمان افزوده است

کله ها را کرده از آشغال پر
گول تبلیغات دشمن را نخور

شایعات پول و رانت و اختلاس
خود ندارد هیچ ربطی با لباس

خشکی دریاچه   و زاینده رود
جملگی را باعثش مه واره بود

چون شدی از ماهواره نا امید
نهی از منکر بفرما با اسید

پس برای حکم دین آماده شو
"شیشه" را بردار از توی کشو

در خیابان رو سوار بر موتور
نهی از منکر بکن با توپ پُر

بد حجابان را اگر دیدی "بریز"
می کنم بنده حمایت از تو نیز

از برای حفظ ارکان نظام
هیچ کاری نیست در دنیا حرام





جمعه، دی ۲۶، ۱۳۹۳

ناله های روحانی-


24 دیماه 1393 

سیدعلی شده فانی،  از جفای روحانی 
رفته توی اعصابش، ناله های روحانی

خوانده در صف مردم، روضه های رفراندوم
گرچه حوزوی باشد، محتوای روحانی

خود نبوده او را نیز، انتظاری از این چیز
!!
بشنود چنین شعری، با صدای روحانی

می کند گمان رهبر، مرغِ خانه اکبر
سانتریفیوژیده!، از برای روحانی

غرب بی مروت هم، این وسط شده کم کم
در مصاف با عاقا، خود عصای روحانی

آب دژمنان حالا، می رود به سربالا
هرطرف به گوش آید، "بوعطای"! روحانی

ترس سیدعلی اینه، کاین فشار سنگینه
ریش او شده رنگین، با حنای روحانی

سیدعلی ندارد باک، میکند به چشمش خاک
کینه میکِشد شعله، از چشای روحانی

غم مخور دگر پویا، رفته توی هم گویا
ناکجای اصلاحات، با کجای روحانی