سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

جمعه، آبان ۰۹، ۱۳۹۳

حافظ و شیخان ریاکار- شعر



8 آبان 1393

"واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند"
امتی را با ادا اطوارشان خر می کنند

در مزخرف گویی استادند این شیخان منگ
گوش ما را با مزخرف هایشان کر می کنند

کارشان بالای منبر رفتن است و زرت و پرت
روی منبر رفته و یک ریز عرعر می کنند

بوی گند فکرشان یک مملکت را خفه کرد
یا رب   این افکار را باچی معطر می کنند

فکرشان از صبح تا شب منکرات است و گناه
در خیابانهای تهران نهی منکر می کنند

بیشتر از هر کسی با روح قران دشمنند
روزها در توی حوزه آیه از بر می کنند

از گلوی ملتی نان شبش را می بُرند
خانه بیگانه را با آن منور می کنند

بدتر از هرداعشی آخوندهای سید علی
باز از گردن زدن صدبار بدتر می کنند

در میان جمع هی حرف از عبادت می زنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند




پنجشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۳

جوادی "اُمبلی" و علوم جدید



24 مهرماه 1393

عصر ایران:  آیت الله عبد الله جوادی آملی در بیان جایگاه  امروز شهر قم یادآور شده است: اگر دیروز می گفتند «اطلبوالعلم ولو بالصین» اکنون حرف جهان این است: «اطلبوالعلم ولو بالقم»؛ در جست و جوی دانش باشید ولو تا قم بروید.امروز طلاب 50 کشور دنیا در قم تحصیل می کنند واکنون مدار تمدن ایران اسلامی است نه چین و امثال چین

اُمبلی هم باز غوغا می کند
بار دیگر عقده را وا می کند

تا نگوید خصم، لال است آملی
روی منبر نطق غّرا می کند

سیدعلی را می کند گوستاولوبن
پاچه خواری بهر عاقا می کند

تا به دست آرد دو سهم از پول نفت
خبرگان را بیت عظما می کند

صحبت از علم و علوم حوزه ای
اختراع گاه و بیگا می کند

رهگشایی در علوم هسته ای
حوزه هم با هسته خرما می کند

علم فیزیک و ریاضی بی خیال
حوزه علم تازه پیدا می کند

بر اساس این علوم بی نظیر
لشگری از جن مهیا می کند

ابرهای آسمان را پشت و رو
راهی اعماق دریا می کند

بعد از این دارو نداریم احتیاج
حوزه خود ما را مداوا می کند

از برای هر مرض دارد دعا
روده های بسته را وا می کند

آملی خود کرده گاهی تجربه
گرچه گاهی نیز حاشا می کند

در زمستان توی سرمای سیاه
وِرد او تولید گرما می کند

گر دکانش بسته گردد یک زمان
با مکارم بیزنس ها می کند

الغرض این امبلی هم لعبتی ست
گرچه زرت و زرت  بیجا می کند



جمعه، مهر ۰۴، ۱۳۹۳

شیخ و دربار و اینترنت



دوم مهر ماه 1393


شیخ در خشم است از افکار و گفتار جدید
می کِشد از آستین هردم برون مار جدید

یک زمانی شیخ از دربار بد می گفت و حال
آشنامان کرده با یک سنخ دربار جدید

شیخ بوده با تمدن مثل بسم اله و جن
دشمن است او با هنرمندان و آثار جدید

سرعت اینترنت او را غرق وحشت می کند
می دود او در بدر دنبال یک غار جدید

شیخ بی وجدان اگر روزی مسلسل داشتی
در جنایت می نمودی ثبت آمار جدید

تا کند خاموش بانگ اعتراض مردمان
می کند برپا شبانه چوبه دار جدید

می خورد دائم کبابِ جوجه و آروغ زنان
می شود از گشنگان خواهان ایثار جدید

شیخکی را یک شبه کرده فقیه و سالهاست
ملتی را میدهد هر روز آزار جدید

حاصلی ناید برون از شیخ جز فقر و فساد
می کند تولید دائم دزد و بیکار جدید

پر نموده جیب و انبارش همه از پول نفت
میشود بازم ز چین، خواهان انبار جدید

دست دزد خرده پا را می برد از مچ ولی
میشود شیخ گدا "عاقا" و پولدار جدید

کرد ملت، تا شود راحت ز اشرار، انقلاب
شد اسیر دست شیخ دزد و اشرار جدید

شیخ بهر حفظ قدرت بی مهابا می کشد
لیک ایران را بود شیران بسیار جدید

سخت قمصور است پویا، زرت شیخ دین فروش
می رسد هر روز از آن ویرانه اخبار جدید

چهارشنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۹۳

گفتگو ی طنزانه.

 با اجازه خواجه حافظ شیخ ستیز

5 شهریور 93
  
گفتم که هسته ها را // شیخا بکن فراموش
گفتا به این نصیحت // آخوند کی دهد گوش

گفتم نمی گذاریم  //  بمب اتم بسازی
گفتا که می خریمش// البته زیر سرپوش

گفتم فشار تحریم// قمصور کرده زرتت
گفتا که توی آشم // انداختی چرا موش

گفتم که مملکت را // آخر به باد دادی
گفتا که خوردم آنرا// یک جرعه قهوه هم روش

گفتم برای قدرت // کردی تو هر جنایت
گفتا تمام عالم // قربان طاق ابروش


گفتم که اختلاست// رسوای عالمت کرد
گفتا که بود از اول // یک ابتکار خودجوش

گفتم که بوی گندت// حال مرا بهم زد
گفتا خبر نداری// یک عده گشته مدهوش

گفتم خیال کردی // ملت به خواب رفته
گفتا برای امت // بیخود نساز پاپوش

گفتم ز زیر پای// ملت کشیده ای فرش
گفتا ولی بجایش// انداختیم کف پوش

گفتم بریده ای تو// نان از دهان مردم
گفتا که نان مردم // بستم به پشت خرگوش

گفتم که بانک ملی// خالی شد از ذخیره
گفتا که شرعی است این// گونی بیار بکن توش

گفتم که داعشت را // با خود ببر به خانه
گفتا اگر بخواهد // می گیرمش در آغوش

گفتم بیا حیا کن// این ملتو رها کن
گفتا خموش پویا،// بیرون کشید چاقوش




جمعه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۳

سیدعلی و خواهش از داعش


30 مرداد 1393 


السلامُ ن علیک یا داعش
گفتگو را چرا نمیدی کش

این شنیدم که می زنی گردن
سر دژمن همی کَنی از  تن

هم به یک ضربه می کنی پاره
شکم کافران بی چاره

دژمنان را همه به صف بُکنی
تیغ بر کف گرفته، کف بُکنی

می کُشی تو خبرنگاران را
آورین، خفه کن تو ایشان را

آن شنیدم که هفتصد کافر
دشمنان خدا و پیغمبر

کرده ای قتل عام یک روزه
آورین، حق همیشه پیروزه

لاکن این بنده ی علیل ضعیف
بارها گفته ام به شخص "ظریف"

که برو پیش رهبر داعش
بکن از او سه چارتا خواهش

اولین خواهش آنکه جان امام
تو بکن رهبری، فقط در شام

ما بقیّ بلاد اسلامی
سرزمین و سواد اسلامی

رهبرش شخص بنده می باشم
پس نینداز موش در آشم

پا توی کفش بنده زاده نکن
منو از این شتر پیاده نکن

خواهش دومم بود ساده
خویشتن را بکن تو آماده

با عیالت بیا به خدمت ما
مزه کن دست پر فتوت ما

چند کیسه دلار پر برکت
آتش و دود و نشئه و حرکت

آخرین خواهش من از داعش
در حقیقت بود دوتا خواهش

از دو خواهش تو گوش کن به یکی
چونکه آن دیگری بود الکی

می کنم بنده التماس شدید
آبروی مرا به باد ندید

با زنان اینهمه جفا نکنید
مرد وزن را زهم جدا نکنید

چون زنی شد اسیرتان در جنگ
بی توجه به های و هوی فرنگ

بعد از آنی که صیغه اش کردید
(چون شما ها تمامتان مردید)!

گردنش را به تیغ کین ضربو
حکم شرع است، آورین، ضربو

شنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۳

"داعش" یعنی چه؟


در باره "داعش"

دوستی کرد سوال از یاران
تا ز"داعش" که دهد نام ونشان

یک نفر گفت که نوعی مار است
قاتل مردم و آدمخوار است

دیگری گفت که مشتی گابند
روز بیدارن و شبها خوابند

گفت اینها همه قاتل هستند
توی دنیا همه جا ول هستند

سومی گفت که اینها موشند
گرچه چون گرگ قبا می پوشند

گفت دانا پسری با خنده
در جواب طرف جوینده

"دال" از دولت و "آ" از امید
شیخکی که به همه می خندید

"عین" عمامه و "شین" شیخ پلید
اینچنین "داعش" خونخوار که دید

دوشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۳

سیدعلی و داعش و احمدی نژاد


13 مرداد 93

خطبه های نماز جمعه
خطبه اول را بنده به اقتصاد اختصاص میدهم. بارها عرض کردم که بنده با آقای احمدی نژاد مخالف نیستم اما ایشان از آن پدرسوخته های چاچول باز و حقه باز است. دژمن نیست اما خوب پلید هست. البته خوب به قول آقای شیخ اکبر انتخابات باحالی شد و آقای احمدی انتخاب شد و بنده هم راضی بودم. بارها هم عرض کردم که نظرات بنده با نظرات ایشان نزدیک است. یعنی در واقع ایشان نظرات بنده را ارائه میدادند. حالا این آقای وزیر خارجه ما که از مذاکرات هسته ای برگشته بهانه گرفته که این نمایندگان غرب در همه جلسات اظهار می کنند که به علت اینکه قطعنامه دانشان درد می کند نمیتوانند برای مدت طولانی یک جا بنشینند و مذاکره کنند. البته شاید آقای احمدی نژاد یک مقداری زیاده روی کرد که اجازه داد اونها اونقدر قطعنامه صادر کنند که قطعنامه دانشان اینطور درد بگیرد. خود بنده هم بارها عرض کردم قطعنامه ها و آن کاغذپاره ها بر ما اثری نداشته اما تحریم ها تا حدودی اثر داشته. البته اثرات مثبتش بیشتر بوده. البته بنده با زر زیادی زدن آقایان وزرا مخالفتی ندارم اما این آقای وزیر صنعت هم به حول و قوه الهی یک زرهای زیادی زده و بدون هماهنگی با بنده گفته است که:
"(راديو فردا 3 اوت). محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به تحریم‌های بین‌المللی، گفته است: حتی کشورهای کوچک آفریقایی به دلیل تحریم‌های سازمان ملل از همکاری با ما سر باز زدند و معلوم شد کاغذ پاره‌ها اثرگذار بوده‌اند."
بنده دستور داده ام که برادران سپاه و اطلاعات در این زمینه ایشان را ارشاد کنند و ایشان در این زمینه بیشتر تحقیق کنند و به حول و قوه الهی به این نتیجه برسند که اثرات آن کاغذ پاره ها مثبت بوده و ما به حول و قوه الهی با استفاده از پروژه اقتصاد مقاومتی به زودی در همه زمینه ها به خودکفایی خواهیم رسید.
 امروز همچنین وزیر اقتصاد آمده بود و به بنده اطلاع داد که تورم ما به رقم افتخار آفرین 45 درصد رسیده است و رشد اقتصادی ما به حول و قوه الهی منفی شده است.
"در حوزه تورم وزیر امور اقتصادی و دارایی خاطرنشان کرد که "در خردادماه سال گذشته کشور تورم ۴۵ درصدی را تجربه کرد. در سال‌های جنگ با رکود روبرو بودیم، اما متأسفانه در سال‌های اخیر تورم و رکود را باهم داریم که صدمات بسیار زیادی به اقتصاد کشور وارد می‌کند."
 البته شما ملت مسلمان این مسائل را به دلیل تخصصی بودنش ممکن است فهم نکنید و ندانید که تورم 45 درصد بیانگر چه سطحی از پیشرفت و ترقی است اما همینقدر بدانید که این پیشرفت در سطح منطقه بی نظیر است. به آقای وزیر عرض کردم که بنده البته مخالف تورمی در این سطح و حتی بالاتر نیستم اما امت اسلام باید بداند که این نشانه آن است که دولت امید و سازندگی دارد از رهنمودهای ولایت فقیه در زمینه اقتصاد مقاومتی پیروی می کند و به حول و قوه الهی نتیجه هم می گیرد. بنده همچنین به وزیر خارجه عرض کردم که به اطلاع غربی ها برساند که تحریم به ما اثری نداشته و ندارد.

خطبه دوم بنده به مسائل بین المللی  و پشرفتهای ما در جهان اسلام اختصاص دارد. نکته مهمی که بنده میخواستم در موردش رهنمود بدهم مسئله داعش است. چند روز پیش بنده نامه خصوصی از یکی از رهبران اینها دریافت کردم که از بنده درخواست کرده بود که در زمینه اجرای احکام اسلام ایشان را راهنمایی بکنم. بحمداله شهرت ما در زمینه اجرای احکام به سرتاسر بلاد اسلامی رسیده و همه مسلمانان مشتاق راهنمایی های ما هستند. بنده به ایشان پیغام دادم که البته سربریدن و اعدام هردو خوب است و برکت دارد زیرا باعث ترسیدن دژمن می شود. اینکه مخالفین باحکومت را از کوه پرتاب کنیم و یا سنگسار کنیم و دست و پاهاشون را قطع کنیم مسئله ایست شرعی اما برای پیشرفت و پایداری حکومت کارهای دیگری هم لازم است. به ایشان عرض کردم که ما همواره به سازندگی چشم داریم و آنها باید قبل از هرچیز در همه شهرها یک یا چند زندان کهریزک بسازند که بشود در اونجا به مخالفین که عوامل صهیونیزم و عوامل دژمن هستند تجاوز کرد و بعد هم با امراضی نظیر مننژیت و سرما خوردگی از دست اونها خلاص شد. در این زمینه رفتار امام راحل برای ما سرمشق است. بنده به اون نماینده محترم داعش نوشتم که شما ممکن است بتوانید در یک زندان یا در یک جایی در هوای آزاد ده دوازده نفر را گردن بزنید. اما محال است بتوانید بیست سی هزار نفر از عوامل دژمن را در یک زندانی گردن بزنید. زیرا که اصولا خون ریزی فراوانی می شود و از نظر عقلی امکان پذیر نیست. حالا بگذریم که همانطور که امام راحل حکم دادند می شود این خونها را از بدنهای اونها بیرون کشید و به پاسداران و بسیجی هایی که در جبهه حق علیه باطل زخمی شده اند تزریق کرد. شما میدانید که به دستور امام راحل برادران ما توانستند در ظرف مدت کوتاهی بیست سی هزار نفر را در زندانها با استفاده از طناب و بدون خونریزی اعدام کنند. بنده البته مخالف داعش نیستم اما کارهای خودمان را به کارهای اونا ترجیح میدم.  این داستان جهاد نکاح هم که اینها همه اش پزش را میدهند در واقع همان صیغه خودمان است که بارها بنده و قبلا آقای رفسنجانی در نماز جمعه به مسئولین دستور و رهنمود داده ایم که باید در کشور جا بیفتد و اجرا بشود. البته بنده برحسب وظیفه شرعی باید به اینها رهنمودهای مختلف بدهم که داده ام و میدهم. یک نمونه اش در مورد زنان و مسئله اقتصاد است. تز اینجانب در مورد اقتصاد مقاومتی امروزه در دانشگاه های بزرگ کشورهای اسلامی تدریس می شود. بنده به اینها رهنمود دادم که در هر شهری که می گیرند برای اینکه وضعیت اقتصاد درست بشود قبل از هرچیز باید بامسئله رشد جمعیت و مسئله جلوگیری از بارداری خانمها برخورد کنند. وقتی خانمها بطور دائم در حال حاملگی و وضع حمل و بچه داری باشند دیگر نمیتوانند دربیرون کار کنند و اونوقت مردها با مسئله بیکاری و پیدا نکردن کار مواجه نخواهند بود. البته اینها حالا زود است که بتوانند به تجربیات سازنده ما دست پیدا کنند اما بنده در نظر دارم که اگر اینها احساس کنند که با وضعیت بدی در مورد اقتصاد روبرو هستند رهبرانشان را برای مدتی به اینجا بیاوریم و بنده به ایشان درس اقتصاد مقاومتی بدهم و بعد هم اگر لازم شد به حول و قوه الهی آقای دکتر احمدی نژاد را برای مدتی به عنوان مشاور اقتصادی و راهنمایی و رانندگی و هسته ای و بنزین سازی به آنها قرض بدهم. والسلام و علیکم و برکاته

گفتگوی سیمای آزادی با حسین پویا و فریدون ژورک. قسمت دوم

دوشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۳

دعاهای نیمه شب سیدعلی!


18 جولای 2014

سیدعلی یکشب به هنگام دعا
گفت یارب رهنمایی کن مرا

چند سالی بنده رهبر بوده ام
در فقاهت از همه سر بوده ام

گاهگاهی بنده فتوا داده ام
گاهگاهی هم کمی وا داده ام

داده ام فتوا برای اقتصاد
گاه کمتر داده ام گاهی زیاد

چند باری داده ام فتوای جنگ
تا مریدان را کنم در جنگ رنگ

برعلیه کاندوم و وازکتومی
داده ام فتوای خوب و مردمی

ای خدائی که به من رو داده ای
ریش و پشمی مثل جارو داده ای

خود تو میدانی که منهم آدمم
رهبر مستضعفین عالمم

لاکن این شیخ اکبر کوسه نشان
که ندارد ریش و می سوزد از آن

بعد از آنی که مرا رهبر نمود
بنده را پالان نهاده، خر نمود

رفته و با دژمنان قاطی شده
باعث پر رویی فاطی شده

پای در نعلین بنده می کند
دژمنان را غرق خنده می کند

گرچه رویش را گهی کم کرده ام
گردنش را بارها خم کرده ام

لاکن ای پروردگار راستگو
این پدر سگ برده از من آبرو

هرچه می گویم که اکبر شرم کن
باز هم بازار من را گرم کن

باز هم در خطبه های جمعه ها
داستانهایی بگو از علم ما

معجزات بنده را بازم بگو
از بزرگی های من کن گفتگو

خاطراتی از امام، از من بگو
با همان لحنِ سخن گفتن بگو

اینکه او گفته که من سوپرمنم
با همین یک دست، پشتک می زنم

لاکن این نامرد هی لج می کند
هی دهانش را به من کج می کند

کوسه ی بی ریش رند حقه باز
دشمنانش را همه کرده دراز

حال نقشه می کشد از بهر ما
تا کند قمصور زرت بنده را

عینک دودی و ریبن می زند
طعنه های زشت بر من می زند

یا رب،  ای پروردگار اهل دود
این پدرسگ قبلا اینطوری نبود

من خودم البته کلی رهبرم
می کُشم هرکس نهد سر بر سرم

لاکن ای پروردگار  محترم
بی مروت فکر کرده من خرم

داده دستم جام زهر هسته ای
میگه میلش کن که خیلی خسته ای

یارب ای اهل صراط مستقیم
هست این استاد شیطان رجیم

ای خداوند توانای دلیر
حال این نامرد را امشب بگیر

خود تو ای پروردگار ذوالجلال
خون این نامرد را بنما حلال

سکته ای بفرست امشب بهر او
خشتکش را هم بکن تو پشت و رو

ای خدای رهبر مستضعفین
شیخ اکبر را بزن با سر زمین

می کنم من نزد سرکار التماس
تو بکن من را زد دست او خلاص

پولهای کوسه را تاراج کن
پس نصیب چون منی محتاج کن

چون که من بسیار فتوا داده ام
بی خودی میگن که من وا داده ام