سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

جمعه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۳

سیدعلی و خواهش از داعش


30 مرداد 1393 


السلامُ ن علیک یا داعش
گفتگو را چرا نمیدی کش

این شنیدم که می زنی گردن
سر دژمن همی کَنی از  تن

هم به یک ضربه می کنی پاره
شکم کافران بی چاره

دژمنان را همه به صف بُکنی
تیغ بر کف گرفته، کف بُکنی

می کُشی تو خبرنگاران را
آورین، خفه کن تو ایشان را

آن شنیدم که هفتصد کافر
دشمنان خدا و پیغمبر

کرده ای قتل عام یک روزه
آورین، حق همیشه پیروزه

لاکن این بنده ی علیل ضعیف
بارها گفته ام به شخص "ظریف"

که برو پیش رهبر داعش
بکن از او سه چارتا خواهش

اولین خواهش آنکه جان امام
تو بکن رهبری، فقط در شام

ما بقیّ بلاد اسلامی
سرزمین و سواد اسلامی

رهبرش شخص بنده می باشم
پس نینداز موش در آشم

پا توی کفش بنده زاده نکن
منو از این شتر پیاده نکن

خواهش دومم بود ساده
خویشتن را بکن تو آماده

با عیالت بیا به خدمت ما
مزه کن دست پر فتوت ما

چند کیسه دلار پر برکت
آتش و دود و نشئه و حرکت

آخرین خواهش من از داعش
در حقیقت بود دوتا خواهش

از دو خواهش تو گوش کن به یکی
چونکه آن دیگری بود الکی

می کنم بنده التماس شدید
آبروی مرا به باد ندید

با زنان اینهمه جفا نکنید
مرد وزن را زهم جدا نکنید

چون زنی شد اسیرتان در جنگ
بی توجه به های و هوی فرنگ

بعد از آنی که صیغه اش کردید
(چون شما ها تمامتان مردید)!

گردنش را به تیغ کین ضربو
حکم شرع است، آورین، ضربو

شنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۳

"داعش" یعنی چه؟


در باره "داعش"

دوستی کرد سوال از یاران
تا ز"داعش" که دهد نام ونشان

یک نفر گفت که نوعی مار است
قاتل مردم و آدمخوار است

دیگری گفت که مشتی گابند
روز بیدارن و شبها خوابند

گفت اینها همه قاتل هستند
توی دنیا همه جا ول هستند

سومی گفت که اینها موشند
گرچه چون گرگ قبا می پوشند

گفت دانا پسری با خنده
در جواب طرف جوینده

"دال" از دولت و "آ" از امید
شیخکی که به همه می خندید

"عین" عمامه و "شین" شیخ پلید
اینچنین "داعش" خونخوار که دید

دوشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۳

سیدعلی و داعش و احمدی نژاد


13 مرداد 93

خطبه های نماز جمعه
خطبه اول را بنده به اقتصاد اختصاص میدهم. بارها عرض کردم که بنده با آقای احمدی نژاد مخالف نیستم اما ایشان از آن پدرسوخته های چاچول باز و حقه باز است. دژمن نیست اما خوب پلید هست. البته خوب به قول آقای شیخ اکبر انتخابات باحالی شد و آقای احمدی انتخاب شد و بنده هم راضی بودم. بارها هم عرض کردم که نظرات بنده با نظرات ایشان نزدیک است. یعنی در واقع ایشان نظرات بنده را ارائه میدادند. حالا این آقای وزیر خارجه ما که از مذاکرات هسته ای برگشته بهانه گرفته که این نمایندگان غرب در همه جلسات اظهار می کنند که به علت اینکه قطعنامه دانشان درد می کند نمیتوانند برای مدت طولانی یک جا بنشینند و مذاکره کنند. البته شاید آقای احمدی نژاد یک مقداری زیاده روی کرد که اجازه داد اونها اونقدر قطعنامه صادر کنند که قطعنامه دانشان اینطور درد بگیرد. خود بنده هم بارها عرض کردم قطعنامه ها و آن کاغذپاره ها بر ما اثری نداشته اما تحریم ها تا حدودی اثر داشته. البته اثرات مثبتش بیشتر بوده. البته بنده با زر زیادی زدن آقایان وزرا مخالفتی ندارم اما این آقای وزیر صنعت هم به حول و قوه الهی یک زرهای زیادی زده و بدون هماهنگی با بنده گفته است که:
"(راديو فردا 3 اوت). محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به تحریم‌های بین‌المللی، گفته است: حتی کشورهای کوچک آفریقایی به دلیل تحریم‌های سازمان ملل از همکاری با ما سر باز زدند و معلوم شد کاغذ پاره‌ها اثرگذار بوده‌اند."
بنده دستور داده ام که برادران سپاه و اطلاعات در این زمینه ایشان را ارشاد کنند و ایشان در این زمینه بیشتر تحقیق کنند و به حول و قوه الهی به این نتیجه برسند که اثرات آن کاغذ پاره ها مثبت بوده و ما به حول و قوه الهی با استفاده از پروژه اقتصاد مقاومتی به زودی در همه زمینه ها به خودکفایی خواهیم رسید.
 امروز همچنین وزیر اقتصاد آمده بود و به بنده اطلاع داد که تورم ما به رقم افتخار آفرین 45 درصد رسیده است و رشد اقتصادی ما به حول و قوه الهی منفی شده است.
"در حوزه تورم وزیر امور اقتصادی و دارایی خاطرنشان کرد که "در خردادماه سال گذشته کشور تورم ۴۵ درصدی را تجربه کرد. در سال‌های جنگ با رکود روبرو بودیم، اما متأسفانه در سال‌های اخیر تورم و رکود را باهم داریم که صدمات بسیار زیادی به اقتصاد کشور وارد می‌کند."
 البته شما ملت مسلمان این مسائل را به دلیل تخصصی بودنش ممکن است فهم نکنید و ندانید که تورم 45 درصد بیانگر چه سطحی از پیشرفت و ترقی است اما همینقدر بدانید که این پیشرفت در سطح منطقه بی نظیر است. به آقای وزیر عرض کردم که بنده البته مخالف تورمی در این سطح و حتی بالاتر نیستم اما امت اسلام باید بداند که این نشانه آن است که دولت امید و سازندگی دارد از رهنمودهای ولایت فقیه در زمینه اقتصاد مقاومتی پیروی می کند و به حول و قوه الهی نتیجه هم می گیرد. بنده همچنین به وزیر خارجه عرض کردم که به اطلاع غربی ها برساند که تحریم به ما اثری نداشته و ندارد.

خطبه دوم بنده به مسائل بین المللی  و پشرفتهای ما در جهان اسلام اختصاص دارد. نکته مهمی که بنده میخواستم در موردش رهنمود بدهم مسئله داعش است. چند روز پیش بنده نامه خصوصی از یکی از رهبران اینها دریافت کردم که از بنده درخواست کرده بود که در زمینه اجرای احکام اسلام ایشان را راهنمایی بکنم. بحمداله شهرت ما در زمینه اجرای احکام به سرتاسر بلاد اسلامی رسیده و همه مسلمانان مشتاق راهنمایی های ما هستند. بنده به ایشان پیغام دادم که البته سربریدن و اعدام هردو خوب است و برکت دارد زیرا باعث ترسیدن دژمن می شود. اینکه مخالفین باحکومت را از کوه پرتاب کنیم و یا سنگسار کنیم و دست و پاهاشون را قطع کنیم مسئله ایست شرعی اما برای پیشرفت و پایداری حکومت کارهای دیگری هم لازم است. به ایشان عرض کردم که ما همواره به سازندگی چشم داریم و آنها باید قبل از هرچیز در همه شهرها یک یا چند زندان کهریزک بسازند که بشود در اونجا به مخالفین که عوامل صهیونیزم و عوامل دژمن هستند تجاوز کرد و بعد هم با امراضی نظیر مننژیت و سرما خوردگی از دست اونها خلاص شد. در این زمینه رفتار امام راحل برای ما سرمشق است. بنده به اون نماینده محترم داعش نوشتم که شما ممکن است بتوانید در یک زندان یا در یک جایی در هوای آزاد ده دوازده نفر را گردن بزنید. اما محال است بتوانید بیست سی هزار نفر از عوامل دژمن را در یک زندانی گردن بزنید. زیرا که اصولا خون ریزی فراوانی می شود و از نظر عقلی امکان پذیر نیست. حالا بگذریم که همانطور که امام راحل حکم دادند می شود این خونها را از بدنهای اونها بیرون کشید و به پاسداران و بسیجی هایی که در جبهه حق علیه باطل زخمی شده اند تزریق کرد. شما میدانید که به دستور امام راحل برادران ما توانستند در ظرف مدت کوتاهی بیست سی هزار نفر را در زندانها با استفاده از طناب و بدون خونریزی اعدام کنند. بنده البته مخالف داعش نیستم اما کارهای خودمان را به کارهای اونا ترجیح میدم.  این داستان جهاد نکاح هم که اینها همه اش پزش را میدهند در واقع همان صیغه خودمان است که بارها بنده و قبلا آقای رفسنجانی در نماز جمعه به مسئولین دستور و رهنمود داده ایم که باید در کشور جا بیفتد و اجرا بشود. البته بنده برحسب وظیفه شرعی باید به اینها رهنمودهای مختلف بدهم که داده ام و میدهم. یک نمونه اش در مورد زنان و مسئله اقتصاد است. تز اینجانب در مورد اقتصاد مقاومتی امروزه در دانشگاه های بزرگ کشورهای اسلامی تدریس می شود. بنده به اینها رهنمود دادم که در هر شهری که می گیرند برای اینکه وضعیت اقتصاد درست بشود قبل از هرچیز باید بامسئله رشد جمعیت و مسئله جلوگیری از بارداری خانمها برخورد کنند. وقتی خانمها بطور دائم در حال حاملگی و وضع حمل و بچه داری باشند دیگر نمیتوانند دربیرون کار کنند و اونوقت مردها با مسئله بیکاری و پیدا نکردن کار مواجه نخواهند بود. البته اینها حالا زود است که بتوانند به تجربیات سازنده ما دست پیدا کنند اما بنده در نظر دارم که اگر اینها احساس کنند که با وضعیت بدی در مورد اقتصاد روبرو هستند رهبرانشان را برای مدتی به اینجا بیاوریم و بنده به ایشان درس اقتصاد مقاومتی بدهم و بعد هم اگر لازم شد به حول و قوه الهی آقای دکتر احمدی نژاد را برای مدتی به عنوان مشاور اقتصادی و راهنمایی و رانندگی و هسته ای و بنزین سازی به آنها قرض بدهم. والسلام و علیکم و برکاته

گفتگوی سیمای آزادی با حسین پویا و فریدون ژورک. قسمت دوم

دوشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۳

دعاهای نیمه شب سیدعلی!


18 جولای 2014

سیدعلی یکشب به هنگام دعا
گفت یارب رهنمایی کن مرا

چند سالی بنده رهبر بوده ام
در فقاهت از همه سر بوده ام

گاهگاهی بنده فتوا داده ام
گاهگاهی هم کمی وا داده ام

داده ام فتوا برای اقتصاد
گاه کمتر داده ام گاهی زیاد

چند باری داده ام فتوای جنگ
تا مریدان را کنم در جنگ رنگ

برعلیه کاندوم و وازکتومی
داده ام فتوای خوب و مردمی

ای خدائی که به من رو داده ای
ریش و پشمی مثل جارو داده ای

خود تو میدانی که منهم آدمم
رهبر مستضعفین عالمم

لاکن این شیخ اکبر کوسه نشان
که ندارد ریش و می سوزد از آن

بعد از آنی که مرا رهبر نمود
بنده را پالان نهاده، خر نمود

رفته و با دژمنان قاطی شده
باعث پر رویی فاطی شده

پای در نعلین بنده می کند
دژمنان را غرق خنده می کند

گرچه رویش را گهی کم کرده ام
گردنش را بارها خم کرده ام

لاکن ای پروردگار راستگو
این پدر سگ برده از من آبرو

هرچه می گویم که اکبر شرم کن
باز هم بازار من را گرم کن

باز هم در خطبه های جمعه ها
داستانهایی بگو از علم ما

معجزات بنده را بازم بگو
از بزرگی های من کن گفتگو

خاطراتی از امام، از من بگو
با همان لحنِ سخن گفتن بگو

اینکه او گفته که من سوپرمنم
با همین یک دست، پشتک می زنم

لاکن این نامرد هی لج می کند
هی دهانش را به من کج می کند

کوسه ی بی ریش رند حقه باز
دشمنانش را همه کرده دراز

حال نقشه می کشد از بهر ما
تا کند قمصور زرت بنده را

عینک دودی و ریبن می زند
طعنه های زشت بر من می زند

یا رب،  ای پروردگار اهل دود
این پدرسگ قبلا اینطوری نبود

من خودم البته کلی رهبرم
می کُشم هرکس نهد سر بر سرم

لاکن ای پروردگار  محترم
بی مروت فکر کرده من خرم

داده دستم جام زهر هسته ای
میگه میلش کن که خیلی خسته ای

یارب ای اهل صراط مستقیم
هست این استاد شیطان رجیم

ای خداوند توانای دلیر
حال این نامرد را امشب بگیر

خود تو ای پروردگار ذوالجلال
خون این نامرد را بنما حلال

سکته ای بفرست امشب بهر او
خشتکش را هم بکن تو پشت و رو

ای خدای رهبر مستضعفین
شیخ اکبر را بزن با سر زمین

می کنم من نزد سرکار التماس
تو بکن من را زد دست او خلاص

پولهای کوسه را تاراج کن
پس نصیب چون منی محتاج کن

چون که من بسیار فتوا داده ام
بی خودی میگن که من وا داده ام





جمعه، تیر ۲۰، ۱۳۹۳

شعر طنز. خامنه ای و ظریف و مذاکرات هسته ای!



20 تیرماه 1393

1- روضه ی خامنه ای:

بنده میدانم که این تحریم ها 
می کند ما را دچار بیم ها

حال گیری می کند دژمن چرا         
می کند تا صحبت تقویم ها

بنده را کرده اسیر اضطراب           
آن توافق ها و این تصمیم ها

سانتری فوژی که در قم ساختیم
بی نیاز است از همه تنظیم ها

تا نمایم بنده خر کفار را
می فرستم من به میدان تیم ها

تیم محمود خبیث خل مشنگ
با محافظ ها و با بی سیم ها

بعد از آن تیم ظریف خنده رو
داده ام بنده به او تعلیم ها

تا به دست آرد دل خصم زبون
هدیه میده فرش ها، جاجیم ها

می کند او در نهان با دژمنان
دستبوسی ها پس از تعظیم ها

خوب میدانند شاگردان من
دور باید زد همه تحریم ها

2- گزارش ظریف به مجلس!
اختلافات اساسی داریم
صحبت کارشناسی داریم

گفت عظما به منِ نازِ ظریف
ما هدفهای سیاسی داریم

طبق دستور مقام عظما
یک کمی دیپ، لوماسی داریم

غرب با ما سر الفت دارد
ما چرا غرب هراسی داریم

ما نباشیم همه امُل و شیخ
در کمد، چوب لباسی داریم

درس خواندیم همه در آکسفورد
مدرک شرق شناسی داریم

بحث با غرب به جایی نرسید
مشکلات راسی راسی داریم

زهر خوردن کلک غربی هاس
جا زدن های حماسی داریم

میدهم شام به لیدی اشتون
نقشه ها بهر خلاصی داریم


جمعه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۳

نوحه ی دلواپسان سیدعلی


سوم خرداد 93

سیدعلی جان ما برات دلواپسیم
واسه ی اون گریه هات دلواپسیم

جام زهر هسته ای را می خوری
می کنی ناگه وفات دلواپسیم

جام زهر بی پدر را می خوری
عینهو نقل و نبات دلواپسیم

نیستی دلواپس از تاثیر زهر
می کشد مارا ادات دلواپسیم

آخرش این شیخِ روباه بنفش
می نماید کله پات دلواپسیم

گاه رنگت می پرد از اضطراب
گاه می لرزد صدات دلواپسیم

این ظریف لعنتی انگشتشو
می کند توی چشات دلواپسیم

خط قرمز هات گوزیده بر آب
بهر خط قرمزات دلواپسیم

گرچه ما را مژده داده جنتی
مستجابیده دعات دلواپسیم

سالها ما نان و ساندیس خورده ایم
پس برای سور و سات دلواپسیم

سیدعلی جان گول دولت را نخور
باش در فکر نجات دلواپسیم

دوشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۳

مصاحبه با ظریف. مذاکرات هسته ای وین



29 اردیبهشت 93


خبرنگار: به دنبال پیروزیهای رژیم جمهوری اسلامی در مذاکرت هسته ای وین که حاصل رهنمودهای مقام عظمای ولایت بوده است، مصاحبه ای داریم با حاج آقا ظریف، وزیر محترم خارجه... حاج آقا ظریف، می بخشیدها، اما بعضی از خبرگزاریها گفتن که مذاکرات وین با شکست روبرو شده.
ظریف: بیخود گفته هرکی گفته. ما باید ببینیم ولی فقیه چی میگه. چه ربطی به خبرگزاریها داره. شما قرار بود از بنده بخواهید که در باره موفقیتهامون توضیح بدم. خبرگزاریا هرچی گفتن به شما چه مربوطه.
 خبرنگار: ببخشید حاج آقا پس....
ظریف: حاج آقا چیه مرد حسابی؟ دکتر ظریف، یا وزیر محترم خارجه. مگر بنده چیم از احمدی نژاد کمتره؟
خبرنگار: ببخشید آقای دکتر لطفا به حول و قوه الهی در باره پیروزیها و دستاوردهای مذاکرات پیروزمندانه اخیر توضیح بفرمائید. ضمنا بفرمائید که با توجه به این موفقیت ها، تحریمها کی برداشته می شود؟
ظریف: اولا تحریم ها چه ربطی داره به مذاکرات؟ انگار که تبلیغات ضد انقلاب روی شما هم اثر کرده ها. دوما با درود به مقام عظمای ولایت باید عرض کنم که ما به همه انتظارات و خواسته هامون که میخواستیم و منظور نظر مقام عظما بوده رسیدیم و حالا در مرحله آخر کار یعنی نوشتن توافقات و موافقتنامه هستیم
خبرنگار: یعنی در همه مواردِ اختلاف، ما به خواسته هامون رسیدیم دیگه؟
ظریف: بله دیگه. بنده هم همین رو گفتم. چند دفعه تکرار کنم؟ فعلا تنها مورد اختلاف مسئله نوشتن توافقنامه است که به حول و قوه الهی اون هم بزودی حل میشه و همه چیز به خیر و خوشی تمام میشه.
خبرنگار: ولی خبرگزاری فرانسه گفته که پیشرفتی در کار نبوده.
ظریف: چرا بیخودی به یه چیزایی گیر میدی برادر من؟ اونا وزیر خارجه ن یا من؟ اونا توی جلسه بودن یا من؟
خبرنگار: خوب معلومه که شما آقای دکتر. اما میگن اگر توافقات انجام شده باشه،  نوشتن توافقنامه کار سختی نباید باشه
ظریف: اختیار دارید. نمی فهمید دیگه. برای همین شما شدید خبرنگار و بنده شدم وزیر. فکر می کنید همینطور زرتی میشه توافقنامه نوشت؟
خبرنگار: زرتش رو نمیدونم اما خوب آدم یک بار می نویسه و دوبار هم تصحیحش می کنه و منتشر می کنه دیگه.
ظریف: نخیر. سرمقاله روزنامه که نیست مومن. ما دو ماهه که داریم بحث می کنیم سر همین یه موضوع. کشکی که نیست.
خبرنگار: ممکنه لطفا به حول و قوه الهی مراحل توافق رو بفرمائید.
ظریف: روز اول ما از قول مقام عظما بهشون گفتیم که توافقنامه باید به حول و قوه الهی، عربی نوشته بشه، چون هم اسلامی بود و هم ایشون بهتر می توانستن بفهمن که معنای کلمات چیه.
خبرنگار: حق دارن. عربی مقام عظما واقعا حرف نداره. مخصوصا اون قدیما که خطبه می خوندن ما خیلی حال میکردیم.
ظریف: خوب ما هم همینو گفتیم. اما اونا قبول نکردن و گفتن چه ربطی به عربا داره. بعد ما مقام عظما را راضی کردیم و قرار شد که به فارسی بنویسن. بازم اونا قبول نکردن و گفتن ما شیش کشوریم و قطعنامه باید به زبان انگلیسی و یا زبان فرانسه نوشته بشه. وگرنه تحریم ها ادامه داره.
خبرنگار: واقعا میخواستن سر همین مسئله تحریمها ادامه پیدا کنه؟ عجب نامردائین ها. چه ربطی داره؟ تحریم چیکار داره به توافق هسته ای؟
ظریف: ماهم اولش فکر کردیم خالی می بندن. اما ناکسا هرچی بهشون التماس کردیم که فعلا تحریمها رو معلق کنن نشد. ما قبول نکردیم که قطعنامه انگلیس و فرانسه باشه. اصلا ممکن بود یه سری لغت سخت توش بذارن و معنیش برای ما خطرناک باشه. این غربیا رو که شما می شناسین. خلاصه. برگشتیم خدمت آقا. ایشون فرمودن باشه بگید که یک صفحه به فارسی باشه و یک صفحه به انگلیسی. بازم اونا قبول نکردن و فعلا داریم بحث می کنیم که یه خط به فارسی باشه و دوخط به انگلیسی. که امیدواریم به حول و قوه الهی این نتیجه هرچه زودتر حاصل بشه.
خبرنگار. یعنی همه مشکلات همین بوده.
ظریف: خوب بله. ما وظیفه مون حفظ کیان نظامه. شوخی که نداریم
خبرنگار: بقیه موارد که فرمودید حل شده، یعنی دیگه هیچ مشکلی نیست و مقام عظما از همه توافقات راضین؟ یعنی همه چیز همونطور پیش رفته که ایشون رهنمود دادن. همون پیروزیهای هسته ای؟
ظریف: تقریبا بله. آخه در علم سیاست خارجی گاهی یک ابهاماتی لازمه. وجود ابهامات کوچک لازمه سیاسته.
خبرنگار: پس یعنی یک ابهاماتی هنوز وجود داره؟
ظریف: ابهاماتی که خیلی ابهامات باشه که نه. ولی خوب یه موارد اختلاف کوچکی هست که امیدواریم اونا به خاطر رعایت حرمت مقام عظمای ولایت به خواسته ما تن بدن.
خبرنگار: چندتا ابهامات هست؟ تعدادش معلومه؟
ظریف: تعدادش دقیقا معلوم نیست. ده پونزده تایی میشه. ولی اهمیتی ندارن. یعنی در واقع خوراک هیئت ما هستند.  مهم پیشرفت مذاکراته که مقام عظما راضی هستن.
 خبرنگار: مثلا چه ابهامات کوچکی؟
ظریف: والله از بس این موارد کوچیک هستن من خیلی یادم نمیاد چی بودن.
خبرنگار: حالا جون مادرتون به خاطر گل روی مقام عظما یک کم زور به خودتون بیارید شاید یکی دوتا از این بی اهمیت ها یادتون بیاد و مصاحبه ما رو هم  معطر و منور کنید.
ظریف: آآآآآآآآآآآهااااااااا.... آها. یکی دو مورد کوچیک یادم اومد که محض خاطر شما میگم. مثلا اینکه اونا میگن که راکتور آب سنگین اراک باید بسته بشه. اما ما اولش گفتیم که نخیر. اما اونا زور آوردن. ما پیشنهاد کردیم که خوب یک هفته ما استفاده کنیم و یک هفته اونا. اونا گفتن که نمیخوان و باید بسته بشه. اینه که هنوز این مسئله در ابهامه.
خبرنگار: خوب بله این مسئله اصلا اهمیتی نداره. دیگه چی؟
 ظریف: دیگه اینکه اونا گفتن که غنی سازی نباشه. ما گفتیم که نمیشه و خواستیم که اقلا غنی سازی پنج در صدی داشته باشیم. اما اونا گفتن نمیشه و خلاصه در کش و قوسیم دیگه.
خبرنگار: مورد کوچیک دیگه ای نبود؟ مثلا تعداد سانتریفیوژها.
ظریف: تعدادش به اونا چه مربوطه؟ ما یک کشور اسلامی هستیم و هر چندتا دلمون بخواد سانتریفیوژ می سازیم و نصب می کنیم.
خبرنگار: ولی مگه سانتریفیوژها برای غنی سازی نیست. خوب هرچه بیشتر باشه غنی سازی بیشتر میشه دیگه
ظریف: آها! منظورتون از اون لحاظه؟
خبرنگار: خوب بله دیگه.
ظریف: راستش هنوز فرصت نشده که به توافقاتی در این زمینه برسیم. البته اونا میگن کلا تعطیل کنید. اما مقام عظما فرمودن اگه تعطیل کنیم جواب حزب اله رو چی بدیم. اینه که در این مورد هنوز داریم بحث می کنیم.
خبرنگار: حاج آقا ظریف  خیلی از توضیحات روشنگرانه تون در مورد توافقات و پیروزیهای ما در مذاکرات هسته ای مچکریم.


یکشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۹۳

خاطرات مقام عظما. قسمت چهارم. حقوق زنان


جمعه. تقریبا 5 اردیبهشت 93
بنده البته خیلی خاطره نویس نیستم. جسم ضعیفی هم دارم اما به خواست برخی از اساتید دانشگاه و حوزه که از بنده تقلید می کنند و قصد تدریس این عرایض بنده را در دانشگاه و حوزه دارند، و همینطور برخی از خانمهای نماینده مجلس و طلبه حوزه و بسیجی تصمیم دارم خاطرات مربوط به حقوق زنان را مختصرا بنویسم. البته تحلیل و تفسیر این نوشته ها که خوب طبیعی است که از نظر علمی پیچیدگی خودشان را دارند هم بر عهده امامان جمعه نظیر آقای خاتمی و آقای علم الهداست که طوری توضیح بدهند که برای استادان دانشگاه قابل فهم و قابل تدریس در دانشگاه باشد.
......
. اما مهمترینش اینکه بنده یکبار از حضرت امام پرسیدم اینکه برخی علماء  می گویند که مردان و زنان برابرند یعنی چه و حقوق زنان در اسلام چگونه است؟ امام  لبخندی مرحمت فرموده و فرمودند لاکن مردان و زنان برابر هستند اما مساوی نیستند. بنده معنای این حرف فلسفی را نفهمیدم و بر و بر نگاهشان کردم. فرمودند علی گدا – آخر هروقت با بنده تنها بودیم و سر حال بودند به بنده می فرمودند علی گدا – فرمودن علی گدا چرا مثل گاو به من نگاه می کنی. عرض کردم استغفر الله حضرت امام بنده همیشه  به شما مثل یک رهبر روحانی نگاه می کنم. فرمودند لاکن منظورم اینه که تو گاوی نه من. تو داری مثل گاو بر و بر نگاه می کنی. اینجا بود که پی به دانش عمیق ایشان بردم. فرمودند لاکن اگر نفهمیدی تا برات توضیح بدم. عرض کردم من کوچکتر از اونم که حرفهای شما را بفهمم. لطفا توضیح بفرمائید. فرمودن زنان با مردان برابرند یعنی اینکه در این جهانی که شش میلیون هزار نفوس دارد عدد نفوس زنان و مردان تقریبا برابره. یعنی تقریبا سه میلیون هزار مرد و سه میلیون هزار زن.

یکشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۳

دفتر اتحادیه اروپا در تهران باز شد


به گزارش خبرگزاری فارس٬ نزدیک به سپاه پاسداران٬ محمدرضا نقدی روز پنجشنبه٬ ۱۴ فروردین‌ماه در سخنانی در رشت با اعلام این‌که "اتحادیه اروپا غلط می‌کند در تهران دفتر بزند»" گفت: "اتحادیه اروپا مصداق این آیه قرآن است که فرمود از چارپایان بدتر هستند".

وی با حمله به اتحادیه اروپا اظهار داشت: "همجنس‌بازان مانند حیوانات آمیزش می‌کنند، در خصوص مواد مخدر نیز چندین برابر افزایش تولید داده و با قیمت پایین در اختیار جوان قرار می‌دهند، سپس در قطعنامه می‌گویند حق ندارید قاچاقچیان را اعدام کنید و همجنس‌بازان را آزاد کنید و می‌گویند بیایند در ایران دفتر بزنند، شما غلط می‌کنید که در ایران دفتر بزنید
"

صحنه اول- دفتر کاترین اشتون. مقر اتحادیه اروپا
اشتون به جک استرا: جک عزیز قرار است به شما ماموریت مهمی داده بشه؛ با توجه به شناخت شما از مردان سیاسی ایران و بخصوص با توجه به سابقه دوستی شما  با آقای روحانی و دیگران و زحماتی که شما برای حل مشکلات تحصیلی آقایان در آکسفورد کشیده اید، بنده ماموریت دارم که از طرف اتحادیه اروپا به شما نمایندگی بدهم که به تهران بروید و یک دفتر کوچک اونجا باز کنید. یک دکان یا حتی دکه هم باشد برای ما کافیه. دستتون برای خرج کردن بازه. هرچقدر خرجش باشه با پورسانت و حقوق و حق ماموریت و مخارج سفر خودتان به روی چشم.
..................

جک استرا – تلفن سوم: حاج آقا سلام علیکم. صبحکم اله بالخیر و العافیه. ........ بنده جک استرا هستم و میخوام باحضرت آیت اله جنتی عرض ادب کنم......... بله حاج آقا. جک استرای انگلیس....... نخیر از طرف ملکه انگلیس نیست. از طرف بارونس اشتون ماموریت دارم که خدمت حضرت آیت اله عرض ادب کنم................ حضرت آیت اله عرض ادب دارم. ............امیدوارم که خداوند به حق چهارده معصوم عمر شما رو دراز کنه............. بله قرار شده که یک دفتر در تهران راه بندازیم که برای ارتباط با سرکار و بقیه مسئولان کشور مشکل رفت و آمد نداشته باشیم............. بله صدر درصد. شما هر کاری که در اروپا داشته باشید از طریق همین دفتر براتون انجام میشه. البته برای معالجات و چک آپ حتما باید خودتون تشریف بیارین لندن.............. واله قیمت مستقلات و خونه توی لندن خیلی رفته بالا. اما اگه لازم باشد خودم یک بنگاه معاملاتی مطمئن سراغ دارم. .......... بله یک خونه هفت هشت اطاق خوابه مستقل با همه تجهیزات پزشکی و بهداشتی مثل استخر و جاکوزی و سونا در منطقه خوب لندن براتون پیدا می کنم..........اختیار دارید حاجی آقا. قابل شما رو نداره. ما به شما بیش از اینها بدهکاریم............ها ها ها ها ها. چوبکاری می فرماین حاج آقا. به اقساط سه هزارساله. صدسال اولش هم پرداخت نداره....... نخیر شما لازم نیست تشریف بیارید انگلیس. اسنادش رو می فرستم به همین دفتر که میخوایم باز کنیم و میارن خدمت شما که امضا کنید............ چشم حتما خدمتتون شرفیاب میشم. فقط میخواستم اگه میشه یه سفارشی هم به مقام عظما بکنید............