سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

سه‌شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۶

درخواست "مموتی"! از "عاقا"!.

حسین پویا
14آذرماه 96 



السلامُن علیک، عاقا جان
می رسم بنده باز خدمتتان

یادتان باشه بنده محمودم
یک زمانی ملیجکت بودم

من که محمود احمدی هستم
کج نبوده به جان تو دستم

نرسی گر به داد محمودت
می رود چشم مجتبا دودت

این محمد جواد و مَم صادق
هردوتا ناکسند و نالایق

در حقیقت برادرن این دو
جُو فروشند و بُزخرند این دو

توی سر فکر کودتا دارن
زیر عمامه نقشه ها دارن

سر به بالین اگر که بگذاری
نکنند این دوتا عزاداری

خویشتن را خلیفه می دانند
روضه هم بهر تو نمی خوانند

نقشه دارن که جانشین بشوند
صاحب خانه و زمین بشوند

غیر از اینها بقیه هم هستن
بهر حذف شما کمر بستن

شیخ حسن ظاهرش فریدون است
مثل روباه زرد سگ جون است

قصد دارد اگر شما مردی
جام زهر دوباره را خوردی

بشود او ولی و رهبر ما
صاحب نفت و گاز و کشور ما

لیک بنده که احمدی هستم
توی جیب شما بود دستم

دور سر هاله داشتم به خداه!
پنچرش کرد بی پدر مصباح

لاکن عاقا اگر کنی همت
قسمت بنده می شود قدرت

من اگر جای تو خلیفه شوم
صاحب حوله و قطیفه شوم

پسرت را رئیس خواهم کرد
خانه را هم تمیس خواهم کرد

مملکت را دوباره می سازم
بهر جن ها اداره می سازم

مسکن مهر و بانک اسلامی
گاز و برق از تاپاله ی دامی

دکل نفت و دوستان سپاه
بابک و دیگران همه همراه

پس دوباره بکن به من رحمت
سهم ما را بده تو از قدرت







چهارشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۹۶

گفتگوی خصوصی عاقا و پوتین.



حسین پویا
یکشنبه 14 آبان 96  





گفت با پوتین که ای چابک سوار
خورده ای از ما بسی شام و ناهار

سالهای سال بردی گاز ما
خود نرقصیدی ولی با ساز ما

گرچه بودی یار ما در سوریه
لیک رفتارت بشدت زوریه

گرچه گاهی پول ما را خورده ای
بهر ما رنج فراوان برده ای

بهر نیروگاه برق هسته ای
واقعا زحمت کشیدی، خسته ای

باز هم ما را بیا یاری بده
بنده را یک خورده دلداری بده

باز هم تحریم ها شد برقرار
نیش بر ما می زند مانند مار

بوده ام این بنده کلا چاکرت
ای به قربان اداها و قِرت

داده ای هرچه تقاضا کرده ایم
گرچه ما همواره حاشا کرده ایم

بار دیگر هست ما را حاجتی
کُشته ما را این ترامپ لعنتی

گر که ما را بود یک بمب اتم
در نظام آباد یا فُردوی قم

او نمی دادی به ما گیر اینچنین
برخلاف گفته شرع مبین

پس بیا ای زاده ی پطر کبیر
بار دیگر دست عاقا را بگیر

زان همه بمبی که در انبار هست
یک دو تا ما را بده ای خود پرست

بمب باشد بهر ما راه نجات
پس به ما دِه تو از آن آب حیات

لاکن آن انچوچک اهل کره
بمب را گر ول کند باید بره

هرچه میخواهی ببر از نفت و گاز
لیک یک بمبی بده، ما را بساز

******* پاسخ پوتین در هفته آینده افشا خواهد شد.


پنجشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۶

شعر مشترک حسین پویا و جمشید پیمان. تحریم کلا نعمته!

 


3 آبان 1396 
حسین پویا: نصیحت به عظما!

ای سیدعلی برجام را ،  یک توطئه اعلام کن
هرکس که امضا کرده است او را بگیر اعدام کن

آتش بزن برجام را، آن رقعه بدنام را
بهر بزرگان حرم، فکر ناهار و شام کن

تحریم کلا نعمته، بهر بزرگان فرصته
یک نعره دیگر بزن، جمعیتو  آرام کن

بعضی از این سردارها، ساز مخالف می زنن
هرکس که زر زر می کنه، به سوریه اعزام کن

در کوزه بنما دوغ را، سردارهای بوق را
انچوچکی دیگر بیاور، باز ما را خام کن

هرکس بچاپد عاقله، حکم امام راحله
یک اختلاسی بهر حفظ بیضه اسلام کن

خود یک شبه عظما شدی، افسوس که رسوا شدی
بازم بیا فتوا بده، باز دشمنو ناکام کن


می گن اوباما رفته و یک فرد دیگر آمده
پیغام داده زر نزن، پرهیز از آن پیغام کن

جمشید پیمان: پاسخ عظما

پویا که با ما دشمنی، بیچاره ما را می کنی
بالا و پائین مرا هر دَم هویدا می کنی

یک لقمه ی نان از گلو، تا می دهم پائین،رسی
طنز به زهر آلوده ات، در حنجرم جا می کنی

داری به من نخ می دهی،برعکسِ ادوار دگر
آهسته داری لطفکی، در حقّ عظما می کنی

باری پیام تازه ات،اندرز بی اندازه ات
بُرد از دلم قدری ز غم ،الحق که غوغا می کنی

برجام بد فرجام را، این نانجیب شیخ حسن
یک شب به دستم داد و گفت: عظما ،مدارا می کنی!

گفتا زنی انگشت خود، گر زیر کاغذ، سید علی
دور از خودت با این عمل، دفع بلایا می کنی

انگشت خود را چون زدم، خندید و گفتا سر بکش
گفتم ننوشم جام زهر، گفتا که بیجا می کنی

آهسته آهسته بُرَم، انگشتِ سبّابه ی حسن
زآن پس به دارش می کشم، آنگه تماشا می کنی

پویا،ولی آتش زدن ،در رقعه ی لوش و لجن
ناممکن است اینک دگر، بیهوده سودا می کنی

این نسخه چون پیچیده شد،بر ریش عظما ر......ده شد
در گوش من گفته ترامپ: بیخود تقلّا می کنی

خوش بود عجب دورانِ ما،با جان کِری با اوُباما نامی از آنها می بَری، غرقم به رؤیا می کنی پویا،خلاصه می کنم، اوضاع ما خیلی خیطه!! تیر خلاصت را بزن، این پا و آن پا می کنی؟



سه‌شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۶

ای میل روحانی به موگیرینی!

حسین پویا
24 مهرماه 96     







ای موگیرینی به فریادم بِرِس!
بیش ازین جایز نباشد فِسّ و فِس

ای موگیرینی که در ایتالیان!
کرده ای از ما حمایت سالیان

کرده ای همواره در شهر فرنگ
بهر حفظ بیضه ی "اسلام" جنگ

سالها ما را تو یاری کرده ای
روی دوش ما سواری کرده ای

روسری بر سر به ایران آمدی
هم به عشق فرش کاشان آمدی

فرش کاشان گرچه از ابریشم است
لیک بهر خانمی چون تو کم است

خاویار و زعفران هم  خورده ای
چند کیلو هم که با خود برده ای

گر بیایی بار دیگر نزد ما
چاه نفتی میدهد عاقا ترا

گر نیایی هم بود کارت درست
هدیه ها را می کنم بهر تو پست

انتظاری هم نداریم از شما
غیر از آنی که کنی ما را دعا

گاهگاهی حامی برجام باش
بعد از آن دلال نفت خام باش

ای موگیرینی مشو غافل زما
باز هم ما را بیا یاری نما

رهبران را در اروپا خام کن
جملگی را حامی برجام کن

آن اوباما تا دهد ما را نجات
ریخت در حلقوم ما آب حیات

در حقیقت زرتمان قمصور بود
وضعمان از هر نظر ناجور بود

پس به داد ما رسید آن محتشم
خود تو میدانی چه کرد او، بیش و کم

بار دیگر وضعمان گشته خراب
ای موگیرینی بکن قدری شتاب

ای موگیرینی به فریادم برس!
واقعا جایز نباشد فِسّ و فِس



پنجشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۶

تبریک "عظما" به مرکل و درخواست کمک!


حسین پویا
پنجم مهر 1396 .





مرحبا ای مرکل جرمن نژاد
خانم دانا و شاد  و باسواد

آفرین بر قلب صاف و پاک تو
برتر از "ملا حسن" ادراک تو

بار دیگر رهبر جرمن شدی
باعث دلسردی دژمن شدی

مرحبا بر حزب و بر افکار تو
شادمانم بنده از گفتار تو

آفرین بر مرکل و ازناب او
بر هم اعمال و فکر ناب او

بشنو از این بنده تبریکی شدید
مومنه تر از شما "عظما" ندید

بنده از سرکار دارم انتظار
کله خود را بیندازی به کار

بنده بر لطف شما دل بسته ام
واقعا از دست دژمن خسته ام

دوش آمد از عمو سام این پیام
منتظر باشم برای  انتقام

موشک ما را بهانه کرده او
می کند از رفتن ما گفتگو

نیست معلومم مگر با ما لجه؟
گیر داده که چرا "عاقا" کجه؟

پیش از او وقتی اوباما "شاه" بود
از همه احوال ما آگاه بود

ماندن ما را تقبل کرده بود
لاجرم سر کیسه را شل کرده بود

لیک گویا این ترامپ بی ادب
حرفهایی می زند "جنس جَلَب"!

کرده ما را آلت دستان چرا
بر سر ما می زند ایشان چرا

هرکجائی که سخن می راند او
بنده را خصم بشر می خواند او

بنده از سرکار دارم انتظار
گردنش را بشکنی مثل خیار

چونکه آلمان در اروپا رهبر است
هرکه با آلمان در افتاده خر است

مرحبا بر تو ، مرا بنما کمک
پنچری کرده مرا محتاج جک

جان "عاقا" این گره را وا نما
بهر ما یک چاره ای پیدا نما








سه‌شنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۹۶

تلفن روحانی به خامنه ای، از نیویورک


حسین پویا
27 شهریور 1395 .
 








روحانی: آقا سلام علیکم
خامنه ای: علیکم السلام. کی هستی؟
ر: روحانی هستم حاج آقا.
خ: کدوم روحانی؟ همه ما روحانی هستیم. اسمت چیه؟.
ر: بنده روحانی روحانی هستم. رئیس جمهور
خ: خوب مرد حسابی بگو شیخ حسنم. حالا دیگه برای ما هم قمیش میای؟
قطع کن دوباره بگیر و خودت رو درست معرفی کن.
ر: چشم حاج آقا.
.............
روحانی: الو سلام علیکم
خامنه ای: علیکم السلام . کی هستی؟
ر: شیخ حسن هستم حاج آقا.
خ: کدام شیخ حسن؟
ر: شیخ حسن روحانی . رئیس جمهور. ببخشید آقا. فکر کردم بنده را به جا میارید.
خ: بیخود فکر کردی. از کجا زنگ میزنی؟
ر: از نیویورک حاج آقا
خ: رفتی نیویورک چیکار کنی؟
ر: حاج آقا بنده که همین دو سه روز پیش خدمتتون بودم و گفتم دارم میرم نیویورک.
خ: خوبه خوبه. یادم نمیاد. حالا رفتی اونجا چیکار؟
ر: جلسه سازمان ملله.
خ: سازمان ملل چه خبره. نکنه کلک بزنی. نکنه به سرت بزنه همونجا پناهنده بشی.
ر: نه حاج آقا. خیالتون راحت باشه. زود برمیگردم.
خ: مواظب باش سرت کلاه نذارن. دوباره برجام مرجام امضا نکنی.
ر: باشه حاج آقا. مواظبم. فقط خواستم بپرسم نظر خاصی ندارید. مطلب خاصی نیست که باید در سخنرانی بگم
خ: مگه قراره سخنرانی بکنی؟
ر: خوب بله حاج آقا.
خ: کی بهت اجازه داده اونجا سخنرانی بکنی
ر: خوب هرسال توی سازمان ملل باید سخنرانی بکنیم دیگه.
خ: تو حرف مفت زیاد میزنی. میگفتی مجتبا بره سخنرانی کنه.
ر: نمیشه حاج آقا. باید رئیس جمهور باشی
خ: اون که بیشتر از تو رئیس جمهوره.
ر: خوب اینو که سازمان ملل نمیدونه. اینا فکر می کنن من رئیس جمهورم
خ: حالا میخوای چی بگی؟
ر: میخوام در باره فواید اسلام و اینکه ما صلح طلبیم بگم.
خ: آورین همینا رو بگو. بگو تحریمها به ما اثر نداره. ولی خوب اگر بَرِشُون دارن ما هم قول میدیم که با سازمان ملل همکاری کنیم. اما چیزی امضا نکنی. اگه برگردی و بگی چیزی امضا کردی گردنت رو میشکنم. فهمیدی؟
ر: اگه گفتن امضا کن تا تحریمها را برداریم چی بگم؟
خ: خودت امضا نکن. بگو ظریف امضا کنه که بگیم توی نماز جمعه بهش فحش بدن. و لازم شد بتونیم بگیریم بندازیمش توی حصر.
ر: چشم حاج آقا. چیز دیگری نمی خواهید که بگم؟ بگم که ما اصلا موشک نداریم؟
خ: نه لازم نکرده. هیچی در مورد موشک و بمب و این چیزا نگو.
ر: ولی اگه پرسیدن چی؟
خ: خوب بگو ما نه بمب داریم و نه موشک. میگم یه چیزی به فکرم زد....
ر: بفرمائید قربان
خ: ببین میشه یه پولی به رئیس سازمان ملل بدی و یک جلسه سازمان ملل رو توی تهران بذارن. خودم دوست دارم براشون سخنرانی کنم. مثل ترامپ
ر: رئیس سازمان ملل کاره ای نیست حاج آقا. اگه بخوایم باید به امریکائیا پول بدیم
خ: خوب به امریکائیا پول بدین.
ر: قبول نمی کنن حاج آقا. میونه شون با ما خوب نیست. اگه هنوز اوباما بود میشد بهشون گفت. اما این جدیدیا با ما خوب نیستن
خ: غلط کردن خوب نیستن. پس این پولایی که اونجا خرج کردیم چطور شد؟
ر: پولی خرج نشده حاج آقا
خ: خودم به مجتبا گفتم چند میلیارد بدین به آدمامون اونجا خرج کنن.
ر: خوب به چند تا از آقازاده های مورد اعتماد داده بودیم. اما متاسفانه بالا کشیدن.
خ: غلط کردن. پس این وزارت چکاره س. چرا برشون نمی گردونه؟
ر: دوتا از وزارتی های مورد اعتماد رو فرستادم دنبالشون. با یه مقدار پول که شاید گولشون بزنن
خ: آورین. آورین. خوب چرا برشون نگردوندن؟
ر: اون دو تا هم پولا رو ورداشتن دررفتن به کانادا.
خ: گیر عجب دیوثایی افتادیم جان شما. پس مواظب باش این ظریف رو اینور و انور میفرستی پول زیاد در اختیارش نباشه.
ر: چشم حاج آقا
خ: خودت چقدر پول همراته؟
ر: ..... الو.... الو.... صداتون نمیاد حاج آقا... الو.....
خرو خر تلفن........
خ: ای داد و بیداد. اینم انگار از دستمون در رفت. نباید بذارم وقتی اینا میرن خارج با خودشون پول ببرن.