سی و چندسال است که طنز و چيزهاي ديگر از جمله نمايشنمامه طنز مي نويسم.در همه اين مدت همراه شوراي ملي مقاومت بوده ام زيرا معتقدم رژيم آخوندي بايد در تماميتش سرنگون شود و يک جمهوري سکولار سر کار بيايد

پنجشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۹۷

عاقا و "امید درمانی"!




حسین پویا
25 مهر ماه 97




ای بزرگان نظام، "امید درمانی"! کنید
مثل بنده بَعدِ شام، امید درمانی کنید

ظاهرا "گفتار درمانی"! ندارد حاصلی
با همان "علم کلام"، امید درمانی کنید

سالها با ضرب و زور، گفتار درمانی نشد
این زمان با احترام، امید درمانی کنید

نا امیدی داره کم کم بنده خل می کند
جان آیات عظام، امید درمانی کنید

وعده ها دادیم و شد باد هوا آن وعده ها
بی خیال ننگ و نام، امید درمانی کنید

بنده می گویم که باید وضع ما عالی شود
پس برای انسجام، امید درمانی کنید

بسکه گفتم بنده باید این شود یا آن شود
بو گرفته "بایدام"، امید درمانی کنید

بارها دستور دادم من دلار ارزان شود
شیشکی بسته برام، امید درمانی کنید

مصرف تریاک بنده رفته بالا بیش و کم
با ذغال بادوام امید درمانی کنید

شیخ حسن هم قصد کرده تا بنوشاند به ما
جام زهر بی مرام، امید درمانی کنید

خالی بندی هم شده خود عادت آشیخ حسن
بوده در "خط امام"، امید درمانی کنید

وای از آن روزی که بهر کشتن امثال من
خلق کرده ازدحام، .... امید درمانی کنید!

می رسد از دور فریاد و صدای انتقام
هم ز ترس انتقام، امید درمانی کنید



جمعه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۷

روحانی و یک دریا دلهره!

حسین پویا
9 شهریور 97

سوی مجلس شد روان با دلهره
خسته و زار و سراپا دلهره

شب نخوابیده ست زیرا می کند
خواب او آشفته شبها دلهره

داده بود عاقا به ایشان رهنمود
رهنمودش نیز یکجا دلهره

زرتمانش یکسره قمصور بود
یکسره گفتار عاقا دلهره

رفت و در پشت تریبون ایستاد
از نگاهش بود پیدا دلهره

مدتی این پا و اون پا کرد او
پشت و رو، پائین و بالا دلهره

اولین پرسش ازو نرخ دلار
می کند در بانک غوغا دلهره

وعده کردی قیمتش بالا نره
رفت و حالا کشته ما را دلهره

چون نکردی چاره ای این درد را
هست ما را چاره حالا دلهره

باز اگر بالا بره این بی پدر
کی کند با ما مدارا دلهره

داد پاسخ اینچنین شیخ بنفش
گاهگاهی خوبه بابا دلهره

بنده هم مثل شما در حیرتم
آید از چین و اروپا دلهره

جای آن سیگار برگ خوشتراش
می رسد هم از هاوانا دلهره

شد نصیب و قسمت اینجانب از
هدیه نقد اوباما دلهره

نفتمان هم باز سرگردان شده
روی دریا با یه دریا دلهره

از شما پنهان نباشد دوستان
پشت ما را کرده دولّا دلهره

چاره ای دیگر نمانده جز فرار
می زند ما را به تیپا دلهره



جمعه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۷

سیدعلی و دشمن و مبارزه با فساد!


حسین پویا
25 مرداد 97 

سیدعلی خوشحال از برجام بود
خاطرش از مفسدین آرام  بود

پولهای نقد آمد از فرنگ
در میان کیسه های رنگ رنگ

بار دیگر سفره را انداختند
شیخ ها بر مال مردم تاختند
**********

ناگهان آمد خبر برجام رفت
هم به زودی می شود تحریم نفت

سیدعلی از این خبر دلتنگ شد
گفت یاران پای خوردن لنگ شد

کرده دشمن بی سبب افشاگری
بعد هم دشمن به من گفته خری

سیدعلی از دنگ و فنگ افتاده بود
خسته و زار و پریشان می نمود

زرتمان سیدعلی قمصور شد
نزد یارانش به کلی بور شد

روی منبر رفت عاقا با شتاب
گفت یاران وضعمان گشته خراب

گرچه از تحریم بنده دلخورم
لیک در دشمن شناسی دکترم

دشمن ما اژدهای ده سر است
آدم  فاسد ز کافر بدتر است

گرچه آرام است اوضاع نظام
لیک برخی می خورن مال حرام

گرچه از تحریم مارا نیست باک
مفسدان کردند ما را چاک چاک

گرچه در کشور بود فاسد بسی
نیست اندر بیت ما فاسد کسی

هیئت دولت همه روشن روان
بوده بیت المال از ایشان در امان

عمه ها و خاله هاشون هم گُلن
پس نباید گفت در ایمان شُلَن

اهل مجلس هم همه نیکو مرام
روح باباشون قسم خوردن برام

پاک تر از مجلسی ها هم سپاه
جملگی از مومنین سر به راه

پس اگر پرسی زمن فاسد کجاست
فاسدان را خانه در بین شماست

بعضیا آجان و برخی رفتگر
رشوه می گرند از ما بیخبر

آبدار و کارمندِ بانک و پُست
مفسدی کردند از روز نخست

پس بباید عده ای  اعدام کرد
بهر حفظ این نظام اقدام کرد
******
هموطن بشنو که این شیخ پلید
کشور ما را به نابودی کشید

چاره در برخاستن هست و قیام
روز شیخان را بباید کرد شام





جمعه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۷

شازده ای که دلش می خواد انجیر بخوره!

حسین پویا
11 مرداد 1397

یادش بخیر "بهرام گور" شاهزاده با حالی بود. دوتا داداش داشت که با خودش میشدن سه تا. باباشون که یزدگرد ساسانی بود، شاه ایران بود. باباهه که مرد هرکدوم از سه تا داداش ادعای شاه شدن داشتن. یه داداش مرد و دومی هم کنار کشید. موند بهرام خان. آقا بهرام راه افتاد بیاد تیسفون و شاه بشه. اما تا بخواد بجنبه و به پایتخت برسه، بزرگان و  تلویزیونای لس آنجلسی و تیسفونی! اون زمان یک شازده دیگه به اسم خسرو را شاه کرده بودن. آقا خسرو جوان سر به راه و اهل حال و اهل کازینو بود و اصلا اهل مبارزه و جنگ نبود. بهرام خان که جوان شجاع و رزمنده ای بود خودشو به سرعت به تیسفون رساند و به شازده خسرو گفت که داداش بزن جا که شاه شدن جربزه و شجاعت و غیرت میخواد و حق منه. خسرو باز به تحریک قوم و خویشا گفت نمیشه جون داداش. بهرام که دید خسرو از خر شیطون پیاده نمیشه گفت پس تنها راه چاره اینه که با هم تک به تک بجنگیم. هرکی اون یکی رو شکست داد شاه میشه. خسرو خان که میدونست زورش به داش بهرام نمیرسه و اصلا اهل رزم نبود و تمام عمر را در بزم گذرانده بود قبول نکرد و گفت من اهل جنگ با داداش بهرام نیستم. راه دیگری پیدا کن. بهرام خان گفت پس چاره اینه که دوتاشیر بیاریم ببندیم وسط میدون و تاج شاهی رو هم بذاریم وسط دوتا شیر. هرکدوم از ما جرات داشت بره اون شیرا را ناکار کنه و تاج رو برداره اون شاه میشه. خسرو خان که فکر میکرد بهرام خان داره خالی می بنده یه کم خندید و گفت باشه. بزرگان کشور که شاهد داستان بودن از این راه حل بدشون نیامد. گفتن دوتاشیر آوردن و بستن وسط میدون و گفتن بفرمائین. بهرام خان رو به شازده خسرو کرد و گفت شما بفرماین. خسرو خان که ترسیده بود گفت نه جون داداش ما اینکاره نیستیم. شما بفرماین. بهرام خان هم که خیلی دل و جرات داشت و سالها توی عمرش با شیر و پلنگ جنگیده بود گرزش رو برداشت و رفت به سراغ شیرا. مخلص کلام اینکه دوتا شیر رو کشت و تاج رو برداشت گذاشت روی سرش (از کتاب خاطرات جنتی!)
حالا شده حکایت این شازده پیزوری اهل بزم که در همه این سالها خالی بسته و با کراوات زدن و مصاحبه، خودش هم باورش شده که میتواند شاه بشه و حکومت پادشاهی را به ایران برگردونه. توی تظاهرات دیماه گذشته؛ بنا به گفته مقامات رژیم، خود پاسدارها یه عده رو وارد تظاهرات کرده بودن تا شعار بدن که "رضا شاه، روحت شاد". تلویزیونهای جور وا جور خارج کشوری هم که منتظرن تا از وزارت عاقا خط بگیرن و مجاهدین را بکوبن، همین شعار را ابزار دست کردن تا تحلیل پشت تحلیل که؛ مردم ایران مجاهدین را نمیخواهند و خواهان بازگشت سلطنت پهلوی هستن. غافل از اینکه کسانی که این شعار را میدادن حتما "روح طلب"! بودن و نه سلطنت طلب. چون به روح یک شاه دیکتاتور که شصتاد سال پیش مرده درود می فرستادند و اگر سلطنت طلب بودن باید شعار میدادن که مثلا "درود بر شازده رضا". شازده رضا هم جو گیر شده و رفت با اینطرف و اونطرف مصاحبه کرد و قبل از هر چیزی ناجوانمردانه علیه مجاهدین حرف زد. مثلا:
رضا پهلوی طی مصاحبه ای با بلومبرگ [بلومبرگ ۱۹ ژوئن ۲۰۱۸] گفت که برای خود «آرزو و جاه طلبی شخصی ندارد» اما اگر «مردم» از او بخواهند «او ممکن است نقشی را به عهده بگیرد». رضا پهلوی خواستار آن شد که در نظام سیاسی آینده ایران «اکثریت غیر فاسد و غیر جنایتکار نیروهای شبه نظامی موجود باز ادغام شوند.»
 تردید نیست که اشاره ی او به بسیج و سپاه بود. و البته با این سخنان معلوم میشه شازده که مثل همون خسروخان ساسانی جربزه و جرات ورود به میدان مبارزه را نداشته و نداره و مرد میدان مبارزه با بسیجیها و پاسدارهای درنده خوی خامنه ای نیست ته دلش اینطور میخواد که این پاسدارها به رهبری یک سرکرده پاسدار؛ مثل قاسم پاسدار، کودتا بکنن و حکومت خامنه ای را سرنگون بکنن و او را به عنوان شاه به ایران برگردانند. کوتوله خوش خیالِ خوش گذران فکر نمی کنه که آن سرکرده پاسدار مگر مغز خر خورده که برود تاج را از میان یک مشت حیوان درنده برداره و بعد بذاره سر شازده رضا. خوب میذاره سر خودش. همان کاری که جد همین شازده پیزوری، یعنی رضا خان پالانی کرد و شد رضا شاه پهلوی.
رضا پهلوی و طرفدارانش اگر جرات دارن وارد میدان بشن و در مقابل پاسداران درنده خوی خامنه ای از مردم و حقوق مردم دفاع کنن. و بعد اجازه بدن مردم خودشان حکومت آینده را تعین کنند. اون شازده ای که اینکاره بود بهرام گور بود که اون هم مربوط بود به دوران ساسانیان و نه حالا که دوران پادشاهی سر آمده. حالا جوانان دلیر ایرانی و اشرفی های قهرمان شورشی همه شان بهرام گورند و خودشون حساب پاسدارها و حکومت ولایت فقیه را خواهند رسید و آینده ای روشن را برای خودشان و آیندگان رقم خواهند زد. نیازی به "اکثریت غیر فاسد و غیر جنایتکار نیروهای شبه نظامی موجود" که یک توهم است ندارند. جوانانی که در همه این سالها بها و هزینه مبارزه با رژیم جهل و جنایت آخوندی را با جان و مال پرداخته اند.
 به شازده پیزوری می گویم: تو اینکاره نیستی پسر جان. برو به خوشگذرانیت با پولهایی که بابات از مردم ایران دزدیده ادامه بده. از قدیم گفته اند که کار هر بزغاله نیست خرمن کوفتن..... و ادامه داده اند که مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه. مرغی که نوکش صافه فقط گ..... میتونه بخوره. 



جمعه، مرداد ۰۵، ۱۳۹۷

سخنی کوتاه با جوانان میهن در زنجیر.

حسین پویا. مرداد 1397



پایبندی به اصول انقلابی و پیشرفته، به هرقیمت.
در بین 193 کشوری که موجودیتشان در سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است، ایران تنها کشوری است که در قانون اساسیش رسما نوشته شده که مردمش صغیر هستند و نیاز به یک قیم و ولی فقیه دارند. بر اساس نص صریح قانون اساسی جمهوری آخوندی،  مردمی با سابقه تمدن و تاریخ بیش از سه هزار ساله و خدمات شایانی که به پیشرفت علم و تمدن بشری کرده اند، صغیر هستند و برای گذران زندگی روزانه نیاز به ولی و قیم دارند. این خلاصه ی همان تز ولایت فقیه خمینی ساخته است که محور اصلی قانون اساسی رژیم جمهوری آخوندیست.
مجاهدین نه تنها به قانون اساسی ولایت فقیه خمینی رای مثبت ندادند بلکه رفراندم قانون اساسی را نیز تحریم کردند. کینه ای که خمینی از مجاهدین به خاطر این حرکت به دل گرفت تا پایان عمرش با او بود. رد پای این کینه شتری را در عکس العملهای مختلف خمینی میتوان دید. از حذف مسعود رجوی از کاندیداتوری ریاست جمهوری تا اجازه ندادن به مجاهدین انتخاب شده برای ورود به مجلس شورای ملی و تا اعدامهای بعد از سی خرداد 60 و مهمتر از همه قتل عام 30 هزار مجاهد و مبارز زندانی در سال 67. جا دارد که اشاره شود که اگر مجاهدین و مقاومت ایران در پی کسب قدرت به هر قیمت بودند "عاقلانه"! ترین کار در آن زمان، شرکت در رفراندم قانون اساسی بود.

البته حالا دیگر مشخص شده که همین قانون اساسی عامل اصلی همه فسادهایی است که در زمینه های مختلف مالی و اجتماعی و غیره دامن ملت و کشور ایران را گرفته است. کسانی که به این قانون رای دادند و از آن دفاع کردند و هنوز هم ولایت فقیه خمینی ساخته (چه فردی و چه شورایی) را قبول دارند و برای خمینی جنایتکار احترام قائل هستند، باید در پیشگاه مردم ایران برای این نوع تفکر عقب افتاده و ویرانگر پاسخگو باشند.


جمعه، تیر ۲۹، ۱۳۹۷

روح مرحوم "ازهاری بیچاره"! در تلویزیون مشکوک "من و تو"!


حسین پویا
22 تیرماه 97

در سال 57 به تدریج شعله های انقلاب ضد سلطنتی سر به آسمان کشید. شاه در مقابله با انقلاب، و بدنبال حوادث ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در تهران تصمیم گرفت با انتصاب یک دولت نظامی شعله انقلاب را خاموش کند. صبح روز ۱۴ آبان ۱۳۵۷ ارتشبد غلامرضا ازهاری به کاخ نیاوران احضار شد و پس از مذاکرات مختصری پادشاه به وی دستور داد نخست وزیر شود و با استفاده از قدرت نظامی انقلاب را سرکوب کند. چند روز بعد ازهاری به مجلس رفت تا گزارش کار و اوضاع را بدهد. پشت میکروفن با صدایی رسا و ژستی تیمسارانه! گفت:
......دیشب باز صدای اله اکبر از بالای بامها بگوشم رسید. دوربین مخصوص شب را برداشتم و به پشت بام رفتم. هرطرف دوربین انداختم خبری از مردم بر پشت بامها نبود. اما صدای اله و اکبر از همه طرف به گوش میرسید. با دقت بیشتر نگاه کردم. دیدم در برخی پشت بامها بلندگوهایی نصب شده و نوار شعار و اله و اکبر از این بلندگوها پخش می شود.
مردم آنشب این صحبتها را در اخبار تلویزیون دولتی شنیدند. از فردا تا چند روز در تظاهرات مردم در شهرهای مختلف شعار اصلی این بود:
ازهاری بیچاره، پیر سگ گوساله، بازم بگو نواره، این آدما نواره؟ نوار که پا نداره.
و حالا به دنبال گردهمایی باشکوه ایرانیان هوادار مقاومت و مجاهدین در سی ام جون در ویلپنت پاریس و انعکاس اخبار آن در خبرگزاریها و رسانه های خبری مهم جهان، و اظهار اینکه صدهزار نفر در این گردهمایی بوده اند، توسط این خبرگزاریها، نا گهان مزدوران وزارت اطلاعات سر از تلویزیون "من و تو" در آورده اند و با لودگی و بلاهت ادعا می کنند که اولا مردم از مجاهدین خوششون نمیاد و به علاوه سالن پر نبوده و ته سالن خالی بوده و مجاهدین با فتوشاپ ته سالن را پر نشان داده اند. به نظر میرسد که وزارت اطلاعات همه کسانی را که سالها توی آب نمک خوابانده بوده و به آنها جیره و مواجب میداده، حالا از ترس سرنگونی نظام آخوندی، به صحنه می آورد که "توپ در کنند"!.
اینکه این تلویزیون بودجه سالانه ده ها میلیونی اش را از کجا می آورد، فعلا موضوع بحث نیست اما بی دلیل نیست که در این شرایط به کمک خامنه ای و روحانی آمده و این مزخرفات را پخش می کند. پاسخ ما اما، شبیه همان شعارهای مردم در پاسخ "مرحوم ازهاری بیچاره"! خواهد بود:
ای مزدور گوساله که رهبرت کیف قاپه. این سالن هم لپ تاپه؟ این مردم فتوشاپه؟

پنجشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۹۷

رانتخواران، دلسپاران دلار. (با اجازه مولانا!)

حسین پویا. بیستم تیرماه 97

من گرفتار دلارم روز و شب
رفته از کف اختیارم روز و شب

زان زمانی که شدم یار نظام
رانت خوارم، رانت خوارم روز و شب

تا که بالا می رود نرخ دلار
سکه گشته کار و بارم روز و شب

چونکه دائی زاده ام در دولت است
بخت کلا گشته یارم روز و شب

میدهد دائم به بنده رهنمود
بنده هم چشم انتظارم روز و شب

می خرم با قیمت ارزان دلار
اسب دولت را سوارم روز و شب

روز دیگر می فروشم ارز را
سود آنرا می شمارم روز و شب

بنده اهل خوردن حق نیستم
در نماز و روزه دارم روز و شب

لیک سهم و حق دائی زاده ام
می برد بالا فشارم روز و شب

هست عاقا مرجع تقلید من
شکر او را می گذارم روز و شب

می کنم تقدیم ایشان خمس را
فربه میشه اعتبارم روز و شب

لطف عاقا کرده بختم را بلند
می شود میلیون هزارم روز و شب

پولها را می فرستم خارجه
تا نباشد در کنارم روز و شب

بچه هایم هم همه در خارجند
می خورند از کشت و کارم روز و شب

لیک بعد از آن قیام مردمی
روز و شب فکر فرارم روز و شب


یکشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۷

ای نشسته صف اول!!

حسین پویا / خرداد 97

ای نشسته صف اول به خدا گند زدی
به چه جرات تو به حرف عاقا لبخند زدی

از اروپا نشود گرم برایت آبی
سیل در راهه پدر جان تو چرا در خوابی

سخت برهم زده اوضاع نظام اقدامت
متوجه نشدم من که چه شد برجامت

ای نشسته صف اول به خدا خیلی خری
دل عاقا شده پر درد مگر کور و کری

برو زودتر بنشین در صفت دوم نامرد
بوی پایت همه را خسته و بی حوصله کرد

بیخودی عطر نزن در عوضش پاتو بشور
بوی جوراب تو کرده همه را زنده به گور

جا کمه، زور نزن، خود رو توی صف نچپون
بهر عظمای دل افسرده نکش خط و نشون

زهر برجام که نوشید ز دستت عظما
تا قیامت شده دلخور ز شکستت عظما

ای نشسته صف اول که از آن روز نخست
گفت عاقا که بسی دلخور از اندیشه توست

همه اقوام تو خوردند از آن رانت بسی
نوبت بنده که شد نیست دگر دسترسی

هم تو و هم رفقایت همگی مفت خورید
در حقیقت همگی گاو و الاغ و  شترید

حرف برجام  و قاچاق ار بزنی بار دگر
میروی در صف آخر واسه هشدار دگر

تو ز تحریم مکن ناله و فریاد و فغان
رهنمودی دهد عاقا توی گوشَت بچپان

بعد از این گوش به فرموده عاقا بسپار
ورنه باید بکنی در صف سوم قارقار

یکشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۷

قدردانی حضرت عاقا از حجت الاسلام "جری"!

حسین پویا
20 خرداد 1397



اخیرا حضرت عاقا در جلسه ای به بسیجی های دلسوخته در مورد حجت الاسلام "جِری"، قهرمان اهل علم و دلسوختهِ کارتون "تام و جری" سفارشات مخصوص فرموده و گفتند که:
بنده البته با جناب آقای "تام" مخالفت اصولی ندارم اما نظرم به نظر حاج آقا "جری" نزدیکتر است.
سیدعلی فرمود با رخسار زرد
از "جری" آموز احکام نبرد

ای بسیجی، قهرمان است این "جری"
قهرمان داستان است این جری

داستان کارتون "تام و جری"
گربه ای خنگول و موشی فرفری

"تام" در ظاهر شبیه گربه است
گربه ای کافر ولیکن فربه است

عینهو مستکبرانِ صهیونیست
برده این آقا "جری" را توی لیست

گرچه موشک مثل بنده زیرک است
موشک و مارمولک و شیطانک است

بنده با آن "تام " ناکس دشمنم
مشت محکم بر دهانش می زنم

لیک با حاجی "جری" من دوستم
عشق ایشان رفته زیر پوستم

جمله افکارش به خوبی روشن است
زیرک و خوش فکر مانند من است

هاله ای در دور سر دارد جری
می کند با هاله خود دلبری

هست هم خط با جری افکار من
چونکه باشد موش زیرک یار من

از جری آموختم بنده نبرد
او مرا اینگونه اهل جنگ کرد

آن ترامپ "تام" است و اینجانب جری
موی او صاف است و موی ما فری

چونکه آن "تامِ" پلید نابکار
می رود هر نیمه شب بهر شکار

پس بسیجی جان تو هم هُشیار باش
نیمه شب مثل جری بیدار باش



جمعه، خرداد ۱۸، ۱۳۹۷

اندر حکایت عاقا و "تام و جری"!

حسین پویا
16 خرداد 97
  
خامنه ای در یک سخنرانی از مبارزات "جری" علیه "تام" قدردانی کرده و متذکر شد که بسیجی مومن باید از "جری" رسم مبارزه با استکبار را بیاموزد. از جری آموز پیکار و نبرد! 




بود شیخی به خانه اش خفته
"موشکی کرد خوابش آشفته"

موش رفته سراغ سطل پنیر
خور خور و خِر خِر و صدا و نفیر

خواب شیخک بسی پریشان شد
از ملاقات موش حیران شد

عصبانی شد و رخش شد زدر
گفت ای موشک پدر نامرد

تو ز سوراخت آمدی بیرون
خواب ما را بهم زدی ملعون

بابت این گناه بی هنگام
حکم تو بی گمان بود اعدام

این سخن چون شنید موش زرنگ
گفت ای شیخ احمق و الدنگ

گر بدانی که خود که باشم من
می کنی توبه از شکر خوردن

تو ندانی که بنده کی هستم
من پسرخاله "جری" هستم

شیخ گفتا "جری" دگر سگِ کیست
بنده را از وحوش باکی نیست

حاکم شرعم و رئیسم من
گاهگاهی دعا نویسم من

گفت موشک که توبه کن ملا
که "جری" بوده الگوی عاقا

جنگهایی که کرده او با "تام"
ایده داده به عاقا در برجام

تو همان شیخ خنگ بی هنری
که ز احوال "تام" بی خبری

این خبر گر رسد به خامنه لَر
به تو گوید که شیخ احمق خر

خفه شو، با "جری" مکن توهین
ورنه من می فرستمت به اوین

الغرض، میشود ز تو دلخور
می زند توی کله ات آجر

شیخ از این گفته ها تنش لرزید
مرگ خود را به چشم خود می دید

گفت ای موش مومن و دانا
که شدی عابد و مسلمانا

چون پسرخاله "جری" هستی
بی خیالش اگر کمی مستی

تو ز اصحابِ پاکِ عاقایی
صاحب مال و هستی مایی

کیسه ات را تو پر ز کیشمیش کن
توی سطل پنیر ما جیش کن

نزد عاقا بکن شفاعت من
تا شود چاه نفت قسمت من

یا کند بنده را رئیس بسیج
صاحب اسکله، کنار خلیج